image

سرمقاله شماره 3

10 Feb 2011

مونوریل شماره 3

http://monorail-kl.com/PostDetail.aspx?PID=227

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

خدای را شکر که بزرگ‌ترین فراهم‌کننده فرصت‌ها است. مهربان و بی‌دریغ، چنان آدمی را در بخشندگی‌هایش غرق می‌کند که آدمی از فرط داشتن گاه باور نمی‌کند که در میان نعمت است و به دنبال آن از این سوی بدان سوی روان است. فکر کنید: در دریایی باشی و به دنبال آب این سوی و آن‌سوی روان.

سومین مونوریل در دست شماست. ما با این پیش شماره گام‌هایمان را مستحکم‌تر گذاشته‌ایم. آری، به خودمان اعتماد پیدا کرده‌ایم، چون مورد اعتماد شما واقع شدیم. این را از نامه‌ها، گلایه‌ها، پیشنهاد‌های بی‌شائبه و با‌محبت برای همکاری، اظهار‌نظر و حتا ایده‌هایی که به نشریه می‌دهید، احساس کرده‌ایم. سپاس و قدردانی ما را پذیرا باشید.

اما در این‌جا پیش از ورود به هر موضوعی دیگر مایل هستم اشاره کنم؛ خورده فرهنگ‌ها در جامعه غالب یکی از تاثیراتی را که در مرور زمان خواهند پذیرفت هضم شدن در فرهنگ‌های کلان‌تر است. بدین منوال که این آداب و سنت‌ها در طول زمان شکلی تازه به خود می‌گیرد. ترکیبی از فرهنگ، زبان و بیان غالب و ته‌مانده‌هایی از فرهنگ مغلوب، به قول مرحوم شاملو بعد چنان دستور زبانی می‌شود که آدمی نمی‌داند باید برای آن بخندد یا گریه کند.

بدون ارائه هیچ‌گونه تصویر ناسیونالیستی و ملیت‌گرا می‌خواهم اشاره کنم که ما امروز در جامعه میزبان بیش از هر چیز باید یادمان باشد، دچار دگر‌فرهنگی نشویم. آن‌هایی که بخواهند این گفته را با این تعبیر برداشت کنند که پس باید فقط با فرهنگ و ایده‌های اجتماعی خاستگاه‌مان زندگی کنیم، باز هم ره به خطا برده‌اند. مراد آن است که امروز وقتی پای در عرصه زندگی اجتماعی مهاجر می‌گذاریم همان‌قدر که «هالوین» را می‌شناسیم از جشن «سده» فراموش نکنیم. به همان میزان که روز «ولنتاین» برایمان جالب است از «امشاسپندان» فراموش نکنیم و از خاطرمان نرود که اگر با دوستی که مخاطب ایرانی ماست صحبت می‌کنیم پسندیده‌تر آن است که به جای واژه‌های نامانوس و غیر‌پارسی از تعارف‌های مادری خود استفاده کنیم.

نکته دیگری هم که باید در مورد خطر تحلیل فرهنگ اصیل پارسی در جامعه مهاجر از خاطر نبرد، ترتیب نوشتاری است که یکی از آن ‌خطر‌ها به عنوان نمونه نوعی شکل در نوشتن است که برخی از سر طنز «فینگیلیش» می‌خوانندش. نوعی از نوشتار که بنا‌بر نبود نشان‌واژه‌های متناسب در تلفن همراه آغاز شد و اینک گاه می‌بینیم که در برخی منابع به صورت رسمی هم نوشته می‌شود.

فارغ از این که گاه ضرورت‌ها باعث این تغییر نوشتار پارسی می‌شود اما در بیشتر موارد می‌تواند نوعی بی‌توجهی به بستر عمیق زبان مادری ما یعنی «پارسی» باشد. گاه دوستانی را می‌بینم که نشان «فروهر» برگردن می‌آویزند و بعد از شش ماه ترک وطن کردن لهجه‌شان بر می‌گردد. این تناقض نشانه‌های خوبی نیست. امروز آموزه‌های دینی و باور‌های ملی برای ما وقتی نمود پیدا می‌کند که فراموش نکنیم «زبان» حامل و بستر هر دوی آن‌ها است. البته نباید هم فراموش کرد که در اجتماع غیر‌پارسی و یا آکادمیک بی‌شک باید زبان دوم را به کار گرفت.

زیبنده هر پارسی است، بی‌آن‌که بخواهد فرهنگ چند هزار ساله خود را چون چماقی بر سر دیگران بکوبد، با حفظ بیان شیوای خود، فرهنگ و سنت‌های ملی و دینی‌اش را که در اصل پیام‌آور برابری و برادری با هر جنس و نژاد و تیره‌ای است به عنوان فرهنگی در دل جامعه میزبان عزیز بدارد و به آن‌ها نیز بیاموزد.

به هر حال:

در گذر زمان، بار دیگر نوروز باستانی در راه است. هر سال شور و اشتیاق در هر پارسی با آمدن نوروز خودنمایی می‌کند و پس بدانید که ما هم چون شما کم‌کم خود را برای ویژه‌نامه نوروزی مونوریل آماده می‌کنیم. ایده‌هایی که فکر می‌کنید جالب است و در نشریه قابل راه انداختن، برای ما هم طرح کنید و فراموش نکنید شماره بعدی مونوریل برای نزدیکی به زمان نوروز پارسی در پانزدهم ماه مارس منتشر خواهد شد. بعد از مرور این شماره مثل شماره‌های گذشته از نظرهای خوب‌تان ما را هم مطلع کنید و بعد هم به خاطر داشته باشید:

می ده که نو عروس چمن حد حسن یافت
کـار ایـن زمــان ز صنعت دلاله می‌رود
شکـر شکــن شـونـد هـمـه طـوطـیـان هــند
زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود
طی زمان ببین و مکـان در سـلوک شـعـر
کین طفل یک ‌شبه ره یک‌ساله می‌رود

 
کلیدواژه ها: , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image