image

نمایش‌گاه هنر مالزی، ایران کمرنگ بود

10 Feb 2011

مونوریل شماره 2

http://monorail-kl.com/PostDetail.aspx?PID=225

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

دومین اکسپوی بین‌المللی هنر مالزی از بیست و ششم تا سی‌ام نوامبر 2008 برگزار شد. این نمایش‌گاه که بنابر گفته گردانندگانش با حضور بیست و دو کشور برگزار شده، نگرشی تازه به هنر در مالزی را به معرض نمایش می‌گذارد.

هنرمندانی که در این نمایش‌گاه حاضر شده‌اند بی آن‌که در محدوده خاصی قرار گیرند از بخش‌های مختلف رنگ و تنوع را پراکنده بودند. از نقاشی‌های آکریلیک تا طراحی‌های پارچه با فرم‌های رنگین تا کولاژ‌هایی با محتوای مفهومی همه و همه در ساختمان ماترید در جالان دوتا جمع شده بود.

اگر اغراق‌آمیز به نظر نیاید وقتی وارد این نمایش‌گاه شدم، به نوعی تداعی نمایشگاه هنر در کلن برایم شد. «آرت کلن» یکی از دوسالانه‌های معتبر هنر در جهان است که در حدود هشت سالن اصلی و چندین برابر آن سالن‌های فرعی برگزار می‌شود آن‌هم در مرکزنمایش‌گاههای بین‌المللی کلن. ابعاد این نمایش‌گاه بی‌شک در آن اندازه نبود؛ اما روش به‌کار‌گیری آثار و حضور متنوع در آن به نوعی این ذهنیت را برای من تداعی می‌کرد.

این کار تازه‌ای نیست که در مالزی روش‌های مرسوم و موفق دیگر ملل را بپذیرند و به‌کار بگیرند. شاید این هم یکی از رموز موفقیت این مردم باشد، خصلت پذیرندگی. اما در نمایش‌گاه می‌توان به حضور هنرمندانی از بریتانیا، کامبوج، فرانسه، ایرلند و ایران اشاره کرد.
غرفه‌های نمایش‌گاه که در یک سالن بزرگ برپا شده بود در کنار ارایه آثار برای بازدید، فرصت فروش این آثار را هم فراهم می‌کرد. نرخ‌هایی که گاهی به نظر نجومی و گاهی پایین‌تر از تصور به نظر می‌آمد.

اما این که هنرمندان فرصت فروش آثارشان را می‌یافتند خود ویژگی این نمایش‌گاه بود. از دیگر مواردی که به نظر می‌رسید می‌تواند راه موفقیت‌های آتی را برای این نمایش‌گاه هموار کند عدم تعلق خاطر نمایش‌گاه به محدودیت‌ها است. مالزی یکی از دلایل رشد‌اش کنار آمدن با فرهنگ‌های جهانی و یا حتا خورده فرهنگ‌های وارداتی و غیر‌وارداتی است. شما در این نمایش‌گاه باز هم این رویکرد را می‌بینید از نقاشی زنان برهنه تا مجموعه‌ای از آثار هنرمندان مسلمان مالزی.

ایرانی‌ها هم به هر حال بودند

خب وقتی در یک نشریه فارسی زبان قرار است از یک نمایش‌گاه بنویسی که در آن ایرانی‌ها هم صاحب غرفه بودند؛ بی‌شک یک سوی مهم این نمایش‌گاه حضور ایرانی‌ها در این نمایش‌گاه است.

اول در مورد این حضور باید اشاره کرد که این که همتی شده است و دو جوان ایرانی مستقل و بدون حمایت در این نمایش‌گاه حاضر شده‌اند خود مایه خوشنودی و امید است؛ و البته با تاکید که دوستان مسوول هم خوب است از این حضور به اشکال مختلف حمایت کنند. اما این تایید نمی‌تواند به معنای تایید کیفیت کار‌های حاضر در نمایش‌گاه باشد.

غرفه ایران توسط دو نقاش جوان ایرانی به نام‌های پگاه سمایی و محمد تیرانی که هر دو در مالزی مشغول به تحصیل هستند، راه افتاده بود. سوال‌هایی در مورد حضور در این نمایش‌گاه از هردوی این دو نقاش کردم و خواستم از حضورشان در این نمایش‌گاه بگویند. پگاه سمایی در پاسخ به این سوال من که چرا در نمایش‌گاه هنر مالزی شرکت کرده گفت:

یکی از علت‌هایش این است که من شش ماه است که ساکن مالزی‌ام. دیگر این‌که از نظر مالی توانایی شرکت در نمایش‌گاههایی که در شهر‌هایی مثل نیویورک برگزار می‌شود را نداشتم. فکر می‌کنم برای شروع کار حرفه‌ای بهتر است که آدم از کشوری مثل مالزی که چندان سطح بالایی ندارد آغاز کند.

اجازه بدید من نظرم را راجع به کارهای خود شما که در نمایش‌گاه حضور پیدا کرده‌اید بگویم. اول بگذارید بپرسم چرا در غرفه‌ای که نام دونفر ذکر شده آثار جنبی چندین نقاش دیگر هم دیده می‌شود؟

در اصل غرفه را من و آقای تیرانی اجاره کردیم و قرار بود که به صورت نصف نصف از آن استفاده کنیم. اگر توی کتاب اکسپو هم نگاه کرده باشید فقط کارهای من و کارهای آقای تیرانی هست. ولی آقای تیرانی در قسمت خودشان تعدادی از کارهای دوستان‌شان را هم آوردند.

من می‌خواهم نظر خودتان را راجع به بقیه‌ی کارهای غرفه بدانم. مثلن نقاشی مسیح که بر دیوار است، یک کار کپی نیست؟

بله اثر آقای کاتوزیان هست.

اما در کارهایی که از کشور‌های دیگه اینجا هست، کارهای کپی ندیده نمی‌شود.

بله درسته، البته اون کار هم جز آثاری هست که آقای تیرانی آوردند. واسه همین فکر می‌کنم بهتر است که خودشان راجع به‌اش صحبت کنند. اتفاقن من هم به ایشان گفتم که کار کپی نگذارند و یا حداقل زیرش بنویسید. روزهای اول دوم برای ما مشکل به‌وجود آمده بود. هر کسی می‌آمد و می‌گفت که این کار کپی است.

پگاه سمایی حدود هشت سال است نقاشی می‌کند و سبک کارش را واقع‌گرا می‌داند. او در ادامه در پاسخ به این سوال که سطح سایر آثار را چه می‌داند اشاره می‌کند که آثار خوبی را از اساتید بزرگی از کشورهای چین، مالزی و کره دیده است. او در جواب این‌که سطح کارهایش را در مقابل دیگر آثار در چه اندازه‌ای می‌داند صادقانه اشاره می‌کند:

راستش من در ابتدای راه هستم و این اولین حضور در نمایش‌گاه بین‌المللی برای من است. دوست دارم که کارم را ادامه بدهم و حتا اگر بتوانم دانش‌گاه برم تا در این رشته حرفی برای گفتن داشته باشم.

این دو جوان ایرانی فضای حدود بیست متری را دو هزار دلار اجاره کرده‌اند. از بخش فروش آثار به نظر می‌رسد پول اجاره آن در نخواهد آمد، چرا که بنابر گفته سمایی سه کار فروخته شده‌اش رابا تخفیف بالا ارائه کرده است. اما همین را هم بخشی از فرصت‌های امیدوارکننده می‌داند. او همچنین در مورد استقبال ایرانی‌های مالزی از این نمایش‌گاه اشاره می‌کند که استقبال ایرانی‌ها بد نبوده است و از سفارت ایران در مالزی هم از نمایش‌گاه و غرفه ایران بازدید کرده‌اند.

به هر حال می‌خواستیم نماینده ایران باشیم

محمد تیرانی در واقع یکی از دو نفر رسمی ایرانی حاضر در نمایش‌گاه هنر بود. با تیرانی بی‌پرده‌تر رفتم سر اصل مطلب؛ از او پرسیدم دلیل ارایه کار کپی در غرفه آن‌ها چیست؟

در حقیقت این کار متعلق به یکی از دوستان من در ایران است که نقش اولین استاد را برای من داشته است. یک کار قدیمی که من دو سال پیش با خودم به مالزی آوردم، اما هیچ وقت فرصت فروش‌اش پیدا نشد. تا این نمایش‌گاه …

اما این شاید یک نقطه سیاه به حساب بیاید.

حرف شما صحیح‌ است. اما فقط همین یک کار است. بقیه‌ی کارهایی که این‌جاست توسط خود دوستان خلق شده است.

در کاتالوگ نمایش‌گاه فقط اسم دو هنرمند ایرانی به چشم می‌خورد. ولی من روی تابلو‌ها نام هنرمندان دیگری را هم می‌بینم.

در ابتدا من با برگزار‌کنندگان نمایشگاه در جای دیگری آشنا شده بودم و خانم سمایی هم چند ماه پیش از این به گالری همان برگزار کنندگان آمده بودند که با هم آشنا شدیم. چون هزینه‌ی این‌جا برای ما مقداری بالا بود با هم به اتفاق این غرفه را گرفتیم. اما من سعی کردم که دوستان و هنرمندان ایرانی که در مالزی هستند را هم؛ چه حرفه‌ای و چه نیمه‌حرفه‌ای به حضور تشویق کنم.

خب آقای تیرانی حالا راجع به خودتان صحبت کنید.

من محمد تیرانی هستم. بعد از یک دوران پر آشوب با خانواده‌ام در ایران، اجازه پیدا کردم که نقاشی کنم. یازده سال پیش. از نمایش‌گاه هنر و معماری آزاد تهران لیسانس نقاشی دارم. چند سال هم مشغول کار در ایران بودم. تا این‌که تصمیم گرفتم برای ادمه‌ی تحصیل از ایران خارج شود و به دلایل شخصی مالزی را انتخاب کردم. این‌جا در رشته‌ی ارتباطات رسانه‌ای و بصری در مقطع فوق لیسانس ثبت نام کردم.
همان‌طور که می‌دانید در ایران بازار هنر متاسفانه در سطح خیلی پایینی قرار دارد و مشتری آن‌چنانی برای کارهای هنری وجود ندارد. شانس فروش کارها خیلی پایین است. این ترس هم همیشه در من بوده. وقتی هم که آمدم این‌جا اول تصمیم داشتم که رشته‌ی نقاشی بخوانم. اما این ترس نگذاست. برای همین هم رشته‌ای انتخاب کردم که بعدها امکان کار و بازارش وجود داشته باشد.

از نمایش‌گاه بگویید.

من فکر می‌کنم که تبلیغات نمایش‌گاه چندان جالب نبوده است. در طی چهار روز نمایش‌گاه تعداد بازدید کننده‌ها کم بود. ایرانی‌هایی هم که از این‌جا دیدن کردند خیلی اتفاقی با خبر شده بودند. کسی نمی‌دانست که غرفه‌ای هم از ایران در این نمایش‌گاه هست. در حالی‌که برگزار‌کنندگان نمایش‌گاه قول تبلیغات خوب را داده بودند. فروش کارها کم بود. به طوری‌که هزینه‌ی خود غرفه هم تامین نشد. به هر حال فقط می‌شود خوشحال بود که افتخار ارائه‌ی کارها را داشته‌ایم.

البته نظر همه این نبود

شما نظر دوستان شرکت کننده از ایران را در مورد نمایش‌گاه هنر مالزی و حضورشان خواندید. حالا خوب است که به حرف‌های «خاویر» هم توجه کنید. خاویر روزنامه‌نگاری کوبایی بود که برای اولین بار به این نمایش‌گاه آمده بود. چهره‌ای شرقی با همان صمیمتی که معمول در بین ایرانی‌ها هم هست. او در مورد نمایش‌گاه هنر مالزی می‌گوید:

اولین بار است که در چنین نمایش‌گاهی در مالزی شرکت می‌کنم. امسال در نمایش‌گاه، آثاری از چهار هنرمند در غرفه‌ی آمریکای لاتین دیده می‌شود، دو هنرمند از کوبا و دو هنرمند از ونزوئلا. یکی از این هنرمند‌‌ان «تونی پلازز» است که در حال حاضر در مالزی است. او یک طراح مد هم هست و پیش از این در جولای سال 2008 هم به مناسبت هفته‌ی ونزوئلا به این‌جا آمده بود. یکی دیگر از هنرمند‌های آمریکای لاتین «انریکه وارن» نقاش کوبایی‌ است که از سال گذشته این‌جا بوده و تعدادی نمایش‌گاه انفرادی نیز برگزار کرده است. دیگری هنرمند 67 ساله ونزوئلایی «آلن ون‌هیلو» است که از هنرمندان برجسته‌ی ونزوئلا نیز محسوب می‌شود و ما خیلی خوشحال بودیم که حداقل یکی از کارهای او را در غرفه‌ی آمریکای لاتین داشتیم. در آخر، هنرمند کوبایی جوان «کارلوس ریز» که برای اولین بار آثارش را در یک نمایش‌گاه بین‌المللی عرضه کرده است.

دیدگاه ما این است که خیلی خوشحالیم که فرصت ارائه‌ی هنر آمریکای لاتین در مالزی برایمان فراهم شد و از طرفی توانستیم با آثار هنری کشورهای دیگر مثل مالزی، تایلند، کره، ویتنام، فیلیپین و سنگاپور آشنا شویم. من احساس می‌کنم که این یه رابطه‌ی دو طرفه است؛ یعنی ما هم هنر خودمان را ارائه می‌دهیم و هم از کارهای بقیه‌ چیزهایی یاد می‌گیریم.

خاویر، فرهنگ آسیایی‌ با شما فرق می‌کند. شما این تفاوت را در آثاری که در این‌جا ارائه شده چگونه می‌بینید؟

ما همه انسانیم و مشترکات ما خیلی بیشتر از چیزهایی است که ما را از هم جدا ‌می‌کند. ما لاتین هستیم، با مسایل مشترک بین خودمان مثل زبان اسپانیایی، موزیک، رقص و نحوه‌ی ابراز احساسات‌مان. این‌‌ها همه زبان مشترک ماست. اما برخورد فرهنگ‌ها با یکدیگر هم می‌تواند به خلق آثار هنری بدیعی منجر شود و این نمایش‌گاه بستر خوبی برای این اتفاق بود.

مالزی یک کشور مسلمان است؛ اما پس زمینه‌ی اسلامی در آثار ارائه شده توسط هنرمندان مالزیایی چندان دیده نمی‌شود. شما این مساله را چه‌طور می‌بینید؟

مالزی اولین و تنها کشور اسلامی‌ای است که من در آن بوده‌ام. من دوست دارم بتوانم با هنر اسلامی بیشتر آشنا شوم. فکر می‌کنم که
فرصت‌های زیادی برای هنرمندان اسلامی وجود داشته باشد که بتوانند از طریق آن به خلق آثار هنری بپردازند. با این وجود در همه‌ی کارهایی که از هنرمندان مالزیایی این‌جا دیده شد پیامی برای شنیدن وجود داشت. جالب این است که این پیام‌ را هر کسی از هر کشوری و با هر پس‌زمینه فرهنگی می‌توانست دریافت کند. و این یعنی همان زبان مشترک بین فرهنگ‌ها.

***
به هر حال نمایش‌گاه هایی از این دست فرصت‌های خوبی برای آشنایی با فرهنگ‌‌ها و قومیت‌ها است و حتا برخی حضور در این نمایش‌گاه را سرمایه‌های خوبی برای کشورشان می‌دانند. فرصت را نباید از دست داد؛ چه برای دیدن چه برای حضور. در مالزی عمر زود می‌گذرد نمایش‌گاه سوم هنر مالزی در راه است.

 
کلیدواژه ها: , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image