image
به بهانه رونمایی کتاب مازیار بهاری

«…و سپس آن به سراغ او رفتند»

14 Jun 2011

http://radiokoocheh.com/article/111397

اردوان روزبه / رادیو کوچه

Ardavan@koochehmail.com

کتاب «مازیار بهاری» روزنامه‌نگار، نویسنده مستند‌ساز در یک تور این روزها در شهر‌های مختلف رونمایی می‌شود. «سپس آن‌ها به سراغ من آمدند» روایت سه آدم است. پدر بهاری که در زمان آخرین پادشاه ایران به زندان افتاده، خواهرش که در ده شصت هجری شمسی طعم زندان را چشیده و در نهایت روایت خود او از چهار ماه زندانی که بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران تجربه کرده است.

آقای بهاری از امید در این کتاب یاد می کند، امید به تغییر و امید به بهبود روابط و مناسبات در ایران. او مراسم رونمایی کتابش را پیش‌تر در نیویورک داشته است و به واشینگتن آمده و بعد راهی کانادا خواهد شد.

مازیار بهاری درست روزهایی کتابش را رونمایی می‌کند که روزهای سال‌گرد آغاز اعتراض مردمی به نتیجه انتخابات است و این شاید اتفاقی نباشد. این روزنامه‌نگار از یک‌صد و هجده روز زندانش، فقط یازده روزش را بیرون از زندان انفرادی گذرانده است. می‌گوید: «چه شکنجه‌ای بزرگ‌تر از این که از ارتباط با دیگر انسان‌ها محروم باشی.»

اتهام او جاسوسی، براندازی و مدیریت رسانه‌ای برای براندازی نرم بوده، اتهامی که او نپذیرفت اما به نقل از خود وی به زور در برابر دوربین او را برای تحت فشار گذاردن فعالان قرار دادند. دوربین «پرس تی وی» اعتراف‌هایی از وی را منتشر کرده و این روزها پس از شکایت آقای بهاری این تلوزیون ثبت شده در انگلیس که متعلق به جمهوری اسلامی است، باید توضیح بدهد چطور بدون اجازه وی فیلم‌هایی را که تحت فشار از او گرفته‌اند نمایش داده.

فرصت دیدار بهاری در رونمایی کتابش در واشینگتن دست داد. در یکی از شعبه‌های کتاب فروشی‌های «سیاست و نثر» Politic & Brose  درست وقتی که صفحه اول کتابش را برای علاقه‌مندان امضا می‌کرد.

«سپس آن‌ها سراغ شما آمدند»، واقعن چه کسانی آمدند؟

کتاب، خاطرات خانوادگی من است. در مورد پدر من در دهه 30 شمسی و خواهرم در دهه 60 و خود من در دهه 80 شمسی که زندان بودیم، نوشته شده است. در حقیقت کتابی است که سیر دیکتاتوری و استبداد را در ایران نشان می‌دهد. به همان صورت سیر امید را نیز نشان می‌دهد که پدر، خواهر و خود من به آینده ایران امیدوار بودیم. آن‌ها مبارزه سیاسی می‌کردند و من به عنوان خبرنگار کار می‌کردم. حکومت شاه با پدر من یک جور، حکومت آیت‌اله خمینی با خواهرم و حکومت آیت‌اله خامنه‌ای با من یک جور دیگر رفتار کرده بودند.

این کتاب از استبدادی که در حال حاضر در ایران حاکم است، به خوانندگان خارجی زمینه تاریخی می‌دهد. دوست داشتم در مورد آمال و آرزوهای مردم بنویسم.

شما چهار ماه در ایران زندانی بودید. گفته می‌شود که در ایران شکنجه شدید. بیش‌تر از این شکنجه‌ها بگویید.

107 روز از 118 روزی که در زندان بودم را در سلول انفرادی گذراندم. 107 روز زندان انفرادی یعنی 107 روز شکنجه. بعضی‌ها می‌پرسند شکنجه هم شدی؟ این سوال مانند این است که بگویید سرطان یا تب دارم بعد بپرسند مریض هم هستی؟ خود سلول انفرادی شکنجه است. انسان موجود اجتماعی است، نیاز به محبت دارد و باید با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار کند و موقعی که انسانی که هیچ کاری مرتکب نشده را در سلول انفرادی می‌گذارید، یعنی او را در حقیقت شکنجه می‌دهید.

البته به اضافه سلول انفرادی هر روز تهدید به قتل، اعدام، اذیت و آزار خانواده من و همین‌طور چک، لگد و مشت هم  بود. اما بزرگ‌ترین شکنجه به نظر من همان سلول انفرادی بود.

از شما اعترافات تلویزیونی گرفته شد و پرس تیوی آن را پخش کرد و شما شکایت کرده بودید و این شکایت هم موفقیت‌آمیز بوده. در حال حاضر پروسه این پرونده در چه وضعیتی است؟

«آف کام»، که نهاد ناظر بر رسانه‌ها در بریتانیا است، شکایت من را قبول کرده اما هنوز مجازاتی برای پرس تیوی تعیین نشده و معلوم نیست چقدر طول بکشد.

بعد از تمام شکنجه‌ها از زندان خارج شدید. فکر می‌کنید اگر پایه و اساسی نداشته پس به چه ترتیبی نگه‌داری شدید؟

این سوالی است که باید از حکومت جمهوری اسلامی بپرسید. در ابتدا به من گفتند جاسوسی و بعد گفتند مسوول رسانه‌های خارجی در ایران و در صدد انقلاب مخملی بودی بعد از چند هفته صحبت از مسایل خصوصی و جنسی می‌کردند و بعد هم که از ایران بیرون آمدم و من را به سیزده سال و نیم محکوم کردند، از هیچ‌کدام از آن سه اتهام خبری نبود و در مورد توهین به رهبری، رییس جمهوری و نگه‌داری مدارک بود که در زندان در مورد آن‌ها صحبت نکرده بودیم و همه آن واهی بود و معلوم است که سناریویی داشتند که می‌خواستند من را در آن قرار دهند و از طریق من علیه افرادی اعترافاتی بگیرند. بعد از این‌که آن سناریو موفق نشد من را آزاد کردند، طبق سناریوی دیگری بازجویم به قاضی گفته بود که محکومیتی برای من بنویسد. چون اگر قاضی‌ای حتا یک کلاس هم درس خوانده باشد چنین حکمی را نمی‌نوشت که البته این حکم را به ما به صورت شفاهی گفتند.

مواردی که طرح کردید چقدر برای مخاطب غیر‌ایرانی ملموس بوده، آیا بازخوردی از آن داشتید؟ چه نگاهی به کتاب شما دارند؟

حدود پنج روزی که کتاب بیرون آمده، به نظر می‌رسد که خوب است. در پشت کتاب هم نویسندگان، اندیش‌مندان، روزنامه‌نگاران معتبر حرف‌های خوبی در مورد کتاب زدند. کتاب 380 صفحه است و باید ببینیم چقدر طول می‌کشد آن را بخوانند. به نظر می‌رسد تا الان مردم توانستند با آن ارتباط بر قرار کنند.

متشکرم که با رادیو کوچه هم‌راه بودید.

«ویدئو/رونمایی کتاب جدید مازیار بهاری»

 

 

 

 
کلیدواژه ها: , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image