image
گفت‌و‌گوی روز- گفت‌وگو با کیان امانی مستند‌ساز

«من کمکت می‌کنم خودت را بکشی»

6 Apr 2011

http://radiokoocheh.com/article/99134

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

اتاق نمایش شماره یک‌صد‌و‌شش، دانش‌گاه «جرج تاون» «واشینگتن‌ دی‌سی» در روز بیست‌و‌سوم مارچ، «من کمکت می‌کنم خودت را بکشی» این نام فیلمی از «کیان امانی» مستند‌ساز ایرانی است که در برای اولین نمایش به جرج تاون رفت.

داستان زندگی چهار دگرباش از ایران تا ترکیه. زخم‌های زندگی پناه‌جویان در ترکیه، شرایط اجتماعی دگرباشان در ایران و روی دیگر زندگی جامعه ایرانی، شاید از نکته‌‌هایی بود که می‌شد در نزدیک به یک ساعت فیلم او دید.

قصه از یک کافه شروع می‌شود، «مهرداد» یک دگرباش است که از شرایط‌اش در ایران می‌گوید. کیان امانی فارغ‌التحصیل کارگردانی سینما و روزنامه‌نگاری است که نزدیک به دوازده سال در کار رسانه فعالیت می‌کند.

او در کارنامه‌اش شش فیلم مستند دارد، «نه‌به‌پنج 2001»، «ابیانه 2002»، «لاله جین 2003»، «پیر‌شالیار 2005» و «ایستاده در خاک 2007» و فیلم آخر او که به تازگی رونمایی شد.

در جلسه رو‌نمایی این فیلم تعدادی از علاقه‌مندان ایرانی و خارجی شرکت کردند و هر کدام بعد فیلم نظرها و دیدگاه‌های‌شان را مطرح کردند.

چرا حضور زنان کم بود؟

آیا روی‌کردی به جریان بعد انتخابات ایران داشتید؟

یکی از بیننده‌گان این فیلم اشاره می‌کرد:

«من پریسا، سی‌ساله و پزشک هستم. موضوع فیلمی که از آقای «کیان امان» دیدیم، در مورد مردهایی است که گرایش جنسی‌اشان به سمت مرد هست. در این فیلم با چهار مرد مصاحبه کرده بودند که آن شخصی که در ایران مصاحبه کرده بود، چهره‌اش مشخص نبود. این افراد در مورد مشکلات‌شان، تمایلات‌شان و آرزوهایی که داشتند و مسایل روزمره زندگی‌شان صحبت کردند. این فیلم برای من خیلی جالب بود به این خاطر که ما اطلاعات خیلی کمی در مورد این افراد داریم و این‌که زندگی این افراد همیشه به‌صورت مخفی است و یک نکته خیلی جالب این بود که تمام این چهار نفر اشاره می‌کردند به این‌که به‌خاطر مشکل همجنس‌گرایی‌شان خانواده‌شان را از دست داده‌اند و آن حمایتی که از خانواده‌شان توقع دارند  که داشته باشند را دیگر ندارند و این برای من خیلی جالب بود و یک جمله‌ی جالبی هم که یکی از این افراد اشاره کرده این بود که کنش شدیدی که جامعه نسبت به یک مرد همجنس‌گرا در ایران نشان می‌دهد، یک دلیل‌اش به‌خاطر نظام مردسالاری است که در جامعه وجود دارد و دلیلی هم که برایش می‌آورد این بود که خودش و تمام دوستانش که همجنس‌گرا بودند، همه اظهار می‌کردند که ما هیچ‌کدام از این واکنش‌ها را از جانب زن‌های فامیل مثل مادر، خواهر و بقیه زن‌ها نمی‌دیدیم. آن‌ها ما را می‌پذیرفتند و سعی می‌کردند به ما کمک کنند ولی مردها به شدت با ما برخورد می کردند. این مسئله جدیدی بود که من در مطالب قبلی ندیده بودم.»

اما فیلم «من کمکت می‌کنم خودت را بکشی» ادامه داستان را در انتها می‌نویسد و روایت از این دارد که داستان زندگی این افراد ادامه دارد. به‌نظرم می‌رسد کیان از مسایل بعد انتخابات خیلی گذرا عبور کرده، شاید به قول خودش جنبش سبز به سوالی‌هایی هنوز پاسخ نداده است.

یکی دیگر از حاضران در این رونمایی در مورد فیلم چنین می‌گفت:

«فیلم بسیار جالبی است و اولین فیلمی که در مورد این موضوع می بینم که برای  جامعه‌ی ایرانی بسیار مفید است.»

گفت‌و‌گو با کیان در یک کافه تمام می‌شود ولی اما و اگرها نه. حقوق حداقلی انسان‌ها، دوری از خود محوری، عدم حق قضاوت در مورد دیگران و ورود به حریم شخصی. انگار از حوزه شنیده‌ها و باور کردن‌های من کمی دور است. باید بپرسم، تا به‌حال به گوشتان خورده است، «آقایان؟ یاد ترانه‌ای از کیوسک می‌افتم: «آقای ریس از عمه‌ات خبر نداری؟»

به‌نظرم می‌رسد کیان از مسایل بعد انتخابات خیلی گذرا عبور کرده، شاید به قول خودش جنبش سبز به سوالی‌هایی هنوز پاسخ نداده است.

یکی دیگر از حاضران در این رونمایی در مورد فیلم چنین می‌گفت:

فیلم بسیار جالبی است و اولین فیلمی است که در مورد این موضوع می بینم که برای جامعه‌ی ایرانی بسیار مفید است.

«نقد و بررسی این فیلم به درازا کشید و فرصتی دست نداد تا صحبت‌های خود کیان را بشنویم و باعث شد بعد خوردن پیتزای مراسم رونمایی قراری دیگر را با او تنظیم کنیم. این قرار چند روز بعد دست داد و در یک کافه محقق شد. آن‌چه در ادامه می‌آید گفت‌و‌گوی «اردوان‌روزبه» و «کیان امانی» است در مورد «من کمکت می‌کنم خودت را بکشی.»

فیلم کیان امانی که چهار روز پیش در دانش‌گاه «جورج تایم» نمایش داده شد و از همان‌جا ما قرار گذاشتیم که با هم گپی بزنیم و در مورد این فیلم صحبت کنیم. بیش‌تر خودتان را برای مخاطبان رادیو کوچه معرفی کنید.

من کیان امانی هستم و در آستانه‌ی سی‌سالگی قرار دارم. این ششمین فیلم مستند من است. تا الان هم ده دوازده سال است که در مطبوعات به‌عنوان خبرنگار و عکاس خبری کار می‌کنم. و این آخرین فیلم من هم که در دانش گاه جورج تایم اولین نمایشش بود، نامش «من کمکت می‌کنم خودت را بکشی» است. یک مستند یک ساعته در مورد زندگی چهار مرد هم‌جنس‌گرای ایرانی است.

من فیلم شما را دیده‌ام که به زندگی چهار مرد می‌پردازد که البته بحث مرد را نمی‌دانم می‌شود از نظر خودشان در مورد آنها به کار برد؟ ولی شما در مورد زندگی چهار مرد صحبت می‌کنید که با مسایل خودشان درگیرند. شما درگیری‌های‌تان، چالش‌هایی است که حاکمیت یا قانون روی سر آنان قرار داده است، یا مسئله فرهنگ اجتماعی است؟

من فکر میکنم همه‌ی آن چیزهایی که می‌گویید، مسئله من در این فیلم هستند. فشارهای اجتماعی، که در واقع قانون در پیش روی هم‌جنس‌گرایان می‌گذارد، فشارهای مذهبی، خانوادگی و مسایل مختلف دیگر است. تصور من این است که در این فیلم به همه‌ی این ها پرداخته شده است.

توضیح بدهید که چه فرقی بین «ترنسکشوال»، «هرموفرادیت» و هم‌جنس‌گرا قایل هستید؟ آیا هم‌جنس‌گرا از نظر تو دچار یک مشکل و یا یک پارازیت از نظر جسمی است؟ و یا مسئله سر فکر و انتخاب آن آدم  برای زندگی‌اش است؟


هم‌جنس‌گرایی نه به‌نظر من بلکه به‌نظر همه‌ی کسانی که امروز این‌را به‌عنوان یک موضوع کاملن طبیعی پذیرفتند، به‌هیچ عنوان یک بیماری نیست. نه یک بیماری روانی و نه یک بیماری ژنتیکی نیست.  علم امروز به آن رسیده است که این مسئله کاملن طبیعی است و آن‌ها فقط درصد کم‌تری نسبت به اکثریت جامعه هستند. این‌که می‌‌بینیم از سال 1973 هم از لیست بیماری‌ها خارج شده است. خیلی‌ها استدلال می‌کنند که هم‌جنس گرایی طبیعی نیست و طبیعت را در مقابلش قرار می‌دهند. در صورتی که تا به امروز در بیش از هزار و پانصد حیوان هم حتا هم جنس گرایی دیده شده است. مثل شامپانزه‌ها که قوم و خویش‌های ما هم هستند‌. مثل گوسفندان، گاوها و حتا در خزندگان هم دیده شده است. پس این‌که می‌گویند طبیعی نیست، اتفاقن در طبیعت هم دیده می‌شود و فقط یک فرق حداقلی و حداکثری دیده می‌شود.

جرقه‌ی فیلم «من کمکت می‌کنم خودت را بکشی» در ذهن شما، از کجا زده شد؟

اولین‌بار که من می‌خواستم به هم‌چین موضوعی بپردازم، حدود شش‌سال پیش بود که تلاش کردم به‌عنوان یک روزنامه‌نگار به آن بپردازم، در چارچوب یک گزارش مطبوعاتی که به نتیجه نرسید به‌خاطر این‌که در ایران قابل انتشار نبود و به‌خاطر مشغله‌های دیگری که داشتم. نمی‌گویم فراموش شد ولی به کنار رفت تا یک‌سال‌و‌نیم پیش که باز تصمیم گرفتم به این موضوع جدی‌تر بپردازم.  شروع به تحقیق کردم و با چند تا از بچه‌ها‌ی هم‌جنس‌گرا آشنا شدم که به من کمک کردند تا این فیلم ساخته شود. شش ماه فیلم‌برداری این فیلم طول کشید و به‌خاطر یک‌سری از مشکلات یک سال هم تدوینش  به طول انجامید.

یک برش خیلی کوتاه و شاید فقط حدود یکی دو دقیقه شما به جریانات بعد از انتخابات ایران پرداختید. دقیقن چه هدفی را دنبال می‌کردید؟

خیلی‌ها از من سوال می‌کنند که آیا الان وقت این است که تو درباره هم‌جنس‌گرایان فیلم بسازی؟ و خیلی‌ها این برای‌شان سوال است که آیا هم‌جنس‌گرایان هم جزو جنبش سبز هستند یا خیر. به نظر من آن‌ها جزو جنبش سبز هستند. یعنی عضو هر جنبشی که دنبال دموکراسی‌‌خواهی در ایران باشد، هستند. آن‌ها هم مانند بقیه مردم، همه‌ی اهدافی را که اکثریت مردم به‌دنبالش هستند، به‌اضافه خواسته‌های خودشان می‌خواهند. و این‌که چرا جنبش سبز را حتا در فیلم به آن پرداختم، فقط می‌خواستم نشان دهم که فردایی که این جنبش به پیروزی می‌رسد، حقوق اقلیت‌ها را فراموش نکند. که یکی از این اقلیت‌ها اقلیت‌های جنسی هستند.

ولی سوال من این است که در جریان جنبش سبز که به هر حال مدعی یک بخش عمده‌ای از  مسایل و تحولات پس از انتخابات ایران هستند، پاسخ روشنی در مورد اقلیت‌هایی مثل اقلیت‌های جنسی تا الان داده نشده است. آیا روی‌کرد شما این است که می‌خواهید بگویید هم‌جنس‌گرایان به‌عنوان یک اقلیت جنسی در جریان جنبش سبز نقش دارند‌؟ و یا شما می‌خواهید بگویید گردانندگان و یا رهبران این جنبش باید گوشه‌ی چشمی هم به اینان داشته باشد؟

من هر دوی این مسایل را می‌خواهم بازگو کنم. من آن‌روز در جرج تاون هم گفتم که شخصن خیلی خوش‌حالم که تا به امروز جنبش سبز به پیروزی نرسیده است. چون اگر ما کمی برای این جنبش فرصت فکرکردن در نظر بگیریم، به حقوق اقلیت‌ها هم فکر خواهد کرد. مانند اوایل انقلاب، نمی‌شود که همه مردم در پیروزی یک انقلاب نقش داشته باشند و  بعد توسط یک عده‌ای آن انقلاب به سرقت برود و بقیه مردم را از بین ببرند. من هم امروز امیدوارم که هم رهبران این جنبش که رهبران اصلی آن خود مردم هستند، حقوق اقلیت‌ها را در نظر داشته باشند و معتقدم که در این جنبش اقلیت‌ها هم نقش پررنگی دارند. شاید که جامعه اکثریت آن‌ها را نبیند، ولی اقلیت‌های قومی، مذهبی، جنسی همه نقش دارند و باید که حقوق این‌ها را در نظر بگیریم. به حقوق‌شان احترام بگذاریم و فردا ایرانی را بسازیم که برای همه مردم ایران باشد و همه در آن یک حقوق برابری داشته باشند.

چندین فیلم در ایران در این مورد ساخته‌شده که خود من هم فکر می‌کنم یکی دو موردش را دیده‌ام. واقعن فکر کنید تعداد هم‌جنس‌گرایان در ایران در آن حد است که شما به‌عنوان یک ضرورت در اقلیت جنسی بخواهیم به آن بپردازید؟

من اصلن به تعداد کاری ندارم‌. من معتقدم که اگر ما حتا یک هم‌جنس‌گرا در ایران داشته باشیم، باید حقوق برابری را برایش در نظر بگیریم. نباید هیچ محدودیتی برایش قایل شویم، باید به‌عنوان یک انسان به او احترام بگذاریم و حقوقش را محترم بشماریم. آمار سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که دست کم چهار تا هفت‌درصد هر جامعه‌ای هم‌جنس‌گرا هستند. که آمار کمی هم نیست. به نظر من اقلیتی هستند که حقوق‌شان در این سال‌ها بیش از همه پایمال شده است و هیچ‌وقت هم اجازه حرف زدن نداشتند. ما اقلیت‌های مذهبی را می‌بینیم که در این سال‌ها تا جایی که می‌توانستند کارشان و اعتراضات‌شان را کردند که هنوز هم ادامه دارد.

ولی هیچ‌وقت جامعه‌ی سنتی و مذهبی ایران نپذیرفته که اقلیت‌های جنسی هم بیایند و خواسته‌های‌شان را مطرح کنند و اجازه‌ی عرض اندام را به آن‌ها نمی‌دهد. این فیلم هم تا جایی که من می‌دانم اولین فیلمی است که درباره‌ی هم‌جنس‌گرایان ایرانی ساخته می‌شود‌. قبلن فیلم‌هایی در مورد «ترنسکشوال‌ها» ساخته شده است. ولی فکر می‌کنم که این اولین مستندی باشد که درباره‌ی هم‌جنس‌گرایان در ایران ساخته شده است و امیدوارم که موثر باشد. من بیش از همه دوست دارم که این فیلم را جامعه ایرانی ببیند.

آن‌روز در جرج تاون یک اتفاق خوب برایم افتاد و آن اتفاق این بود که یکی از دوستان که خیلی دید خوبی هم نسبت به هم‌جنس‌گرایان ندارد بعد از فیلم به من گفت که چه‌قدر این بچه‌هایی که در فیلم بودند منطقی حرف می‌زدند. من بعد از دیدن این فیلم هیچ حرفی ندارم که در مقابل آن‌ها بزنم و آن‌ها خیلی برای من محترم شدند‌. این برای من خیلی خوب بود. چون این فیلم می‌تواند به ما ایرانی‌ها کمک کند که به حقوق هم‌دیگر با هر گرایش قومی، مذهبی و جنسی احترام بگذاریم. چون ما همه انسانیم و باید به هم احترام بگذاریم.

من در خیلی از موارد می‌دانم که مسئله‌ای که در ارتباط با خشونت در برابر اقلیت‌های جنسی، به‌خصوص مسئله‌ی هم‌جنس‌گرایان مطرح می‌شود، به‌نظر می‌رسد بخشی از آن اغراق است. یعنی واقعیت‌اش این است‌که سال‌های سال است در ایران به‌خاطر هم‌جنس گرایی کسی را اعدام نکرده‌اند و از طرفی هم هم‌جنس‌گرایان در ایران در خیلی از موارد خیلی راحت در جامعه رفت‌و‌آمد می‌کنند و دارند زندگی‌شان را می‌کنند. آیا شما چیزی جز این دیده‌اید؟

در سه چهار سال اخیر هم طبق آمارهایی که هست و اعلام شده حداقل هشت‌تا هم‌جنس‌گرا در ایران اعدام شده‌اند.

این که می‌گویید هم‌جنس‌گرایان راحت در جامعه رفت‌و‌آمد می‌کنند، را من به شدت رد می‌کنم. زیرا شما نمی‌توانید مطلقن در ایران هم‌جنس‌گرایی را پیدا کنید که اعلام کرده باشد که هم‌جنس‌گراست و بتواند در جامعه راحت زندگی کند. من تا به حال ندیده‌ام. خوب در جمع‌های خودشان همه هم‌دیگر را می‌شناسند ولی فکر نمی‌کنم که به‌طور مثال در دانش گاه کسی بداند که شخصی هم‌جنس‌گراست و این همیشه مخفی می‌ماند. به‌خاطر این‌که اگر این‌ها اگر اعلام کنند که هم‌جنس‌‌گرا هستتند مطمئنن آزار و اذیت و تحقیر می‌شوند. اتفاقن ما در این سی‌سال گذشته، اعدام هم‌جنس گرایان را زیاد داشتیم‌.

من در مورد این سال‌های اخیر یعنی همین سه‌چهار سال گذشته صحبت می‌کنم که گویا یک مقدار فضای جامعه متحول‌تر شده است.

در سه چهار سال اخیر هم طبق آمارهایی که هست و اعلام شده حداقل هشت‌تا هم‌جنس‌گرا در ایران اعدام شده‌اند. ولی دولت ایران برای این‌که به اعدام‌هایش‌ مشروعیت بدهد، این‌ها را به‌عنوان متجاوزان به مردم نشان می‌دهد و کسانی که به یک‌نفر دیگر تجاوز کرده‌اند، را اعلام نمی‌کند که این‌ها هم‌جنس‌گرا هستند چون می‌داند که سازمان‌های حقوق بشری یقه‌ی دولت ایران را خواهند گرفت. برخی آمارها می‌گویند که در سی‌سال گذشته بیش از چهار‌هزار هم‌جنس‌گرا اعدام شده‌اند و‌لی این آمار هیچ‌وقت تایید نشده است. ولی قطعن تعداد زیادی هم‌جنس‌گرا در این سال‌ها اعدام شده‌اند که متاسفانه تعدادشان مشخص نیست.

آن‌چه در فیلم شما در مورد شخصیت این چهارتا آدم پرداخته‌شده است، شخصیتی به اصطلاح «اسلیو» بودند. آدم‌هایی که در رابطه‌ی جنسی مفعول واقع می‌شدند. به نظر شما کسی که فاعل قرار داده می‌شود در رابطه جنسی مردانه چه جای‌گاهی دارد‌؟ شما فقط در مورد آن‌هایی صحبت کردید که جامعه رفتار آن‌ها را رفتار زنانه قلمداد کرده است‌. در مورد آن‌هایی که مرد هستند و این رابطه را دارند چگونه است؟ شما در مورد آن‌ها هم بررسی داشته‌اید؟

اتفاقن من در فیلم اصلن سعی نکردم که به آن سمت بروم و سعی کردم کسانی را نشان دهم که کاملن مانند من و شما هستند و دارند زندگی‌شادن را می‌کنند.

شما قبول دارید که این‌ها دقیقن مشکلشان رفتار زنانه‌شان بوده است؟

نه تا جایی که من به یاد می‌آورم، به‌هیچ عنوان رفتار زنانه‌ای در برخوردشان ندیدم.

در برخوردشان خیر بلکه در صحبت‌های‌شان ابراز می‌کنند که برادرشان به ایشان حمله کرده به این خاطر که او رفتاری غیر‌معمول داشته است. مسئله فاعل‌شدن در ایران از نظر فرهنگی خیلی مسئله‌ی عجیبی نیست و حتا خیلی از ایرانی‌ها این رفتار را رفتار مردانه می‌دانند که یک مرد می‌تواند به همه نزدیک شود و یک رابطه داشته باشد. هدف من این است که به هر حال آدم‌های شما‌، آدم‌هایی هستند که دارند مفعول واقع می‌شوند. می‌خواهم بدانم بررسی شما در مورد آن‌هایی که فاعل هستند چه است.

من الان هم نمی‌دانم بچه‌هایی که در فیلم من هستند کدام مفعول و کدام فاعل است و هرگز هم این سوال را نکرده‌ام. بچه‌هایی که در فیلم من بودند همه مطلقن هم‌جنسگرا بودند و من رفتار زنانه‌ای ندیدم. ولی طبیعتن آن‌ها هم مورد ظلم قرار می‌گیرند. به این خاطر که نمی‌توانند گرایش جنسی‌شان را راحت بیان و زندگی کنند.

گفت‌و‌گو با کیان در یک کافه تمام می‌شود ولی اما و اگرها نه. حقوق حداقلی انسان‌ها، دوری از خود محوری، عدم حق قضاوت در مورد دیگران و ورود به حریم شخصی. انگار از حوزه شنیده‌ها و باور کردن‌های من کمی دور است. باید بپرسم، تا به‌حال به گوش‌تان خورده است، «آقایان؟ یاد ترانه‌ای از کیوسک می‌افتم: «آقای ریس از عمه‌ات خبر داری؟»

 

ویدئو:

«من کمکت می‌کنم خودت را بکشی»


 

 

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image