image
«با خانم و آقای زمانه» برنامه نهم

اردوان روزبه: «حق انسانی هر فردی محترم است»

9 Mar 2011

تاریخ انتشار: 02 آبان 1387

http://www.radiozamaaneh.com/radioblog/2008/10/post_312.html

لیدا حسینی‌نژاد

مریم اقدمی

نوزدهم اکتبر کنسرت کامران و هومن در شهر کوالالامپور برگزار شد. اما در پی مصاحبه‌ای که چند هفته پیش این دو خواننده با شبکه‌ سی‌بی‌اس کانادا داشته‌اند و خودشان را کانادایی معرفی کردند، نویسنده‌ وبلاگ «شیمو» مطلبی با این عنوان منتشر کرده است: «‌اگر وطن‌ پرستید،اگر ایرانی هستید، اگر یک سر سوزن غیرت دارید به کنسرت کامران و هومن در مالزی نروید

ماجرای رفتن یا نرفتن به کنسرت کامران و هومن که چند روز اخیر بحث روز جوانان و دانش‌جویان ایرانی مقیم مالزی شده است، موضوعی برای برنامه‌ی اخیر همکار مالزی‌نشین ما، اردوان روزبه شد.

این بحث بین کامنت‌گذاران زمانه هم ادامه پیدا کرده است و به همین بهانه به سراغ اردوان می‌رویم تا ببینیم چه جوابی برای آن‌ها دارد.

اردوان‌ جان، یک کامنت‌گذار به اسم ندا نوشته اگر ملت غیور و وطن‌پرست ایران همین‌قدر که برای دفاع از حس وطن‌پرستی‌شان انرژی می‌گذاشتند کارهایی را که به آنان محول شده بود، درست انجام می‌دادند وضع ما بهتر از این بود. بعد اضافه کرده است چه اشکالی دارد دو جوان ایرانی که فقط چهار – پنج سال از عمر خود را در ایران گذرانده‌اند بگویند که کانادایی هستند یا این‌که بخواهند به آینده‌ بهتری فکر کنند؟

گزینه هیچ‌کدام است! داستانی که راجع به کامران و هومن نوشتم به دلایلی در کشور مالزی خیلی مورد توجه بود. چون همین الان که مشغول صحبت با شما هستم، کنسرت کامران و هومن در شهر کوالالامپور در حال برگزاری است و این قضیه داستانش خیلی دراز شد.

همان‌طور که در گزارشم نوشتم یک وبلاگ‌نویس در وبلاگ خود نوشت که این دو نفر خود را کانادایی معرفی کرده‌اند.

اگر‌چه نمی‌توانم تمام حرف‌های آن کامنت‌گذار را تایید کنم اما می‌توانم به این سمت قضیه هم نگاه کنم که آدم‌ها یک‌سری حقوق حقه دارند که می‌توانند بر اساس حقوق حقه‌ خود زندگی کنند.

سوال این‌جاست، جامعه‌ی معترضی که کمپین یک میلیون امضا برای نابرابری راه می‌اندازد، جامعه‌ای که می‌خواهد به حقوق از دست رفته‌اش برسد، جامعه‌ای که به شرایط موجودش اعتراض می‌کند، دارای چه مفهومی است؟

معنی آن این است که حق انسانی هر فردی محترم شمرده شود. وقتی به دو نفر حمله می‌کنیم که چرا در مصاحبه‌تان نگفته‌اید، ایرانی هستید، یعنی چه؟ یعنی خودمان داریم این حق مسلم را زیر پا می گذاریم.

این‌که برای یک فرد، ایرانی بودنش چقدر اهمیت دارد، واقعن یک بخش کاملن شخصی زندگی است. مضاف بر این‌که ما از این دو نفر نشنیده‌ایم که بگویند ایرانی نیستیم، گفتند ما کانادایی هستیم.

شما که در هلند زندگی می‌کنید الان شهروند هلندی نیستید؟ یا من و دیگرانی که در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند اساسن شهروند آن کشور نیستند؟ مسلمن هستند.

این‌که چرا کسی نباید به این شدت و حدت در مورد این موضوع صحبت کند، موضوعی کاملن خصوصی است. نه حرف این دو برادر خواننده را تایید و نه تکذیب می‌کنم. اما می‌گویم آن کامنت‌گذار هم حرف غلطی نمی‌گوید.


اردوان روزبه

یک کامنت‌گذار بدون نام دیگر هم همین حرف تو را می‌زند که می‌گوید «من یک هلندی ایرانی‌ تبارم و این احساسی است که طی سال‌ها شکل گرفته است. این که کامران و هومن گفته‌اند کانادایی هستند، هدفشان جدا کردن یا خجالت کشیدن از تبار ایرانی‌شان نیست، بلکه به این وسیله احساسشان را درباره‌ی بخشی از هستی و هویت‌ کاندایی‌شان بیان می‌کنند.» این دقیقن همان چیزی است که تو می‌گویی.

بله، کاملن. به این نکته هم اشاره بکنم، اگر گفت‌ و گوی این دو خواننده را با شبکه‌ی تلویزیونی آقای حمید شب‌خیز ببینید، کاملن به این مساله می‌رسید.

اصلن نمی‌خواهم صحبت این‌ها را تایید یا تکذیب کنم. من در مقام یک گزارش‌گر هستم. یک کامنت‌گذار حرف جالب گذاشته بود.

می‌گفت شاید حرف ایرانیت و برخورد و حمله به دو خواننده‌ ایرانی مثل کامران و هومن یکی از بی‌خطرترین روش‌ها برای ابراز احساسات باشد. واقعن همین است.

خیلی عرصه‌ها داریم، چرا اعتراض نمی‌کنیم؟ چرا باید فقط در چارچوب روزنامه‌نگاران و تعداد محدودی از فعالان حقوق بشری ایرانی، مساله‌ی اعدام‌ها دنبال شود؟ چرا بقیه اعتراض نمی‌کنند؟

وقتی کسی می‌گوید من معترضم و معتقدم این‌ها ایرانی نیستند و این‌ها هویت ندارند، من می‌گویم چرا در دیگر زمینه‌های هویت ایرانی، جدی‌تر برخورد نمی‌کنیم؟

البته می‌‌توانیم این دو را جدا کنیم، می‌توانیم هم به این و هم به آن اعتراض کنیم. یعنی نمی‌توانیم بگوییم چون به اعدام اعتراض نمی‌کنی پس نباید به این هم اعترا ض کنی؟

می‌خواهم نکته‌ی دیگری بگویم. نمی‌گویم چرا به این اعتراض می‌کنید و به آن اعتراض نمی‌کنید. این یک سوال و یک نکته است که باید این را بدانیم، آیا مساله‌ جامعه‌ی امروز ایرانی این است که کامران و هومن در یک مصاحبه‌ ذکر نکرده‌اند ایرانی هستند؟ تمام مسایل الان دارد حول این نکته می‌گردد؟

وقتی در ارتباط با حقوق حقه‌ همه صحبت می‌کنید، واقعن حق انسانی یک شهروند کانادایی زیر سوال نمی‌رود، وقتی می‌گویی حق نداشتی این حرف را بزنی؟ این یک نکته است.

نمی‌خواهم از گفته‌های آنان دفاع کنم، خودشان پاسخ‌گو هستند و می‌توانند بگویند چرا آن حرف را زده‌اند، شاید عذرخواهی کردند. برای من این‌ها مهم نیست. اما این مهم است که جامعه‌ امروز به چه چیزهایی حساس است.

چرا باید موضوع و مساله‌‌ جامعه‌ تحصیل‌‌‌کرده ما در مالزی حول این مساله باشد که ما به کنسرت کامران و هومن می‌رویم، تحریمش می‌کنیم یا خیر.

واقعن چه اهمیتی دارد؟ شما می‌گویید این نافی آن نیست. بله، اما این نباید مساله‌ای باشد که عملن جای خیلی چیزهای دیگر را بگیرد.

ما باید جدی‌تر به خیلی از مسایل دیگر جامعه‌‌مان بپردازیم که نمی‌پردازیم. این هم می‌تواند یکی از سوالات باشد، نه؟

فرهاد فریاد هم که یکی از کامنت‌گذاران فعال زمانه است نوشته است: «برای این‌که این سر و صدا به پا نمی‌شد، کامران و هومن می‌توانستند بگویند ایرانی‌الاصل کانادایی هستیم

آن‌ها می‌توانستند خیلی چیز‌های دیگر بگویند، می‌توانستند خیلی چیزها را هم نگویند. خیلی اتفاقات دیگر هم می‌توانست بیافتد.

همه‌ی ما درگیر این مساله هستیم که خیلی چیزها را می‌گفتیم یا نمی‌گفتیم. خیلی از بله‌ها را باید می‌گفتیم، خیلی از نه‌ها را نباید می‌گفتیم، ولی این اتفاق نیفتاده است. به هر حال تاریخ برای همه‌ی ما عبرت است، مگر نه؟

این کامنت‌گذار اضافه کرده است، چه ‌کار داریم که این‌ها چه‌گفته‌اند یا این‌که شخصیتشان چیست و چه فکر می‌کنند. بیایید بگوییم از آهنگ‌هایشان خوشمان نمی‌آید یا می‌آید. بیاییم هنرشان را نقد کنیم، نباید این مسایل حاشیه‌ای را وارد کنیم.

یک موقع یک نفر، گاف بزرگی می‌دهد که جا دارد طرح موضوع کنیم و مساله را بررسی کنیم. بهتر است در همان حوزه‌ای که لازم است، در مورد‌ش صحبت کنیم و نقد‌ش کنیم.

 
کلیدواژه ها: , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image