image
نگاهی به امارات متحده عربی و ایرانیان ـ بخش دوم

«جایی که آرزوها جامه عمل می‌پوشند»

13 Jan 2011

http://zamaaneh.com/ardavan/2007/03/post_177.html

تاریخ انتشار: ۲ فروردین ۱۳۸۶

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

در بخش اول ‌این گزارش به جوانانی پرداختیم که سودای زندگی بهتر را داشتند و بانگ هجرت نواختند و سر از دبی، ‌این اروپای کوچک که به دوری و گرانی آن هم نبود، مهاجرت کردند. اما‌ این سرزمین فقط برای آن‌ها نقطه پرش نبوده در بخش دوم گریزی به قسمت‌های دیگر داستان دبی خواهیم زد.

اینک شما می‌توانید بسیاری از چهره‌های علمی ‌و نخبه را در ‌این شیخ‌نشین و سایر بلاد امارات متحده عربی ببینید. اکثر ‌این افراد جوانان صاحب اندیشه و توانمندی هستند که از ‌ایران رفته‌اند و ‌اینک با کار در یکی از شرکت‌هایی که عمومن در حوزه‌های فن‌آوری اطلاعات، ارتباطات و تکنولوژی‌های پیش‌رفته فعال هستند، توانایی خود را بروز می‌دهند.

از سویی در ‌ایران با استقرار دولت جدید، ‌این رشد مهاجرت نیز افزایش داشته است. شاید تشدید بحران هسته‌ای نیز نقش پر رنگی در فرار سرمایه‌های علمی ‌و مادی از کشور داشته باشد. چندی پیش اتاق بازرگانی و صنعت دوبی نیز اعلام کرد که تعداد شرکت‌های‌ ایرانی به ثبت رسیده در امارات تا پایان ماه سپتامبر ۲۰۰۵ بیش از ۶۵۰۰ شرکت بوده‌اند. عبدالعزیز بدری مسوول فعالیت‌های مالی كشورهای خاورمیانه در دوبی، در همین زمینه به «فیگارو» گفته بود که: «سه ماه است روزانه پنج تا شش نماینده كمپانی‌های مهم ‌ایرانی به دفتر من مراجعه می‌کنند و تقاضای انتقال كمپانی‌های خود به دوبی را دارند.»

«علی.م» یکی از ‌ایرانیان نخبه‌ای است که در کشور امارات شاغل است. او که با ثبت چهار اختراع در کشور به عنوان یکی از برگزارکنندگان جشنواره خوارزمی ‌فعال بود، سه سال قبل به کشور امارات متحده عربی مهاجرت کرد و ‌اینک در مرکز تکنولوژیکی موسوم به «مدیا سنتر» فعالیت می‌کند. او ‌اینک در آستانه ثبت چند نرم‌افزار تولید خود در‌ این کشور است.

پوستر محمود احمدی نژاد و یک خواننده عرب در یک اتاق پرو

علی اشاره می‌کند:

«کیفیت زندگی در ‌اینجا بالاتر است. تازه مشکلی هم با وابستگی‌هایت در ‌ایران نداری و به دو سوت می‌توانی ‌ایران باشی و از طرفی به همه چیز هم اشراف داری. فقط ترافیکش آدمو اذیت می‌کنه. اما هر وقت می‌یام‌ ایران، می‌بینم آدم‌ها با هم و خودشون درگیر هستند رنج می‌کشم. دلیل اولی که من ‌ایران را ترک کردم ‌این بود که شرایط زندگی مناسب نبود. بهترین حقوقی که من در ‌ایران می‌توانستم بگیرم پانصد هزار تومان بود، اما من ‌این‌جا کارم را با ماهی دو و نیم میلیون تومان شروع کردم. ضمن ‌این‌که ‌این‌جا امکان هزینه کردن در آمدم را هم دارم.

شما ممکنه در ‌ایران صد میلیون تومان هم در بیارید اما جایی برای خرج کردنش نداشته باشید. من ‌این‌جا می‌توانم امتحان بدم و به راحتی در دانش‌گاه درس بخوانم، کلاس انگلیسی برم و ورزش کنم. توی ‌ایران یک امتحان ساده ماکروسافت که بخواهی بدهی هزار تا مسئله داری. به نوعی امکانات همه کشور‌ها ‌این‌جا جمع شده. من ‌این‌جا توانستم با کارت اعتباریم تعداد زیادی کتاب‌هایی را بخرم که چون چاپ آمریکا بود به کشور ما نمی‌آمد و در ‌ایران آرزوش را داشتم.»

او در جواب ‌این‌که آیا بستر برای فعالیت در حوزه‌های تکنولوژیک فراهم شده می‌گوید: «دبی یک ‌هاب بیزنس است. هنوز در واقع زیر ساخت علمی ‌ندارد. اما دارد سعی می‌کند بوجود بیاورد تا از صرف فعالیت تجاری خارج بشود و بحث‌های علمی ‌را مطرح کند. مثلن اخیرن منطقه آزادی به نام «سیلیکون اوآسیس» در ‌این‌جا تاسیس شده که دقیقن «سیلیکون والی» آمریکاست. ‌این مجموع سعی می‌کند شرکت‌های تحقیقاتی و ‌های‌تک را به ‌این منطقه بکشاند و بودجه‌های مخصوص تحقیقاتی بدهد.»

در حین تهیه ‌این گزارش با سلمان جریری نیز آشنا شدم. اولین وبلاگ‌نویس ‌ایرانی و کسی که باعث و بانی «یلدا بازی» شد. او نیز در مدیا سیتی کار می‌کند و شاید به دلایلی نه چندان دور از دلایل علی به ‌این کشور مهاجرت کرده است. واقعیت ‌این است که در ‌ایران ما آمار درستی از ‌این خروج سرمایه‌های علمی ‌نداریم، مثل بسیاری از موارد دیگرمان.

بازار داغ فروش زنان در آن‌سوی آب

در چند سال گذشته اخبار ‌ایران انعکاس‌دهنده موضوع فروش دختران ‌ایرانی در امارات بوده‌اند، در‌این زمینه آمارها هیچ‌کدام دقیق نیست. برخی به شکلی غلو شده و برخی هم مبتنی بر اعداد و ارقام محدودی است که کارشناسی مداخله در بحران سازمان بهزیستی در کنار آمار دستگیری در نیروی انتظامی‌ در مبادی ورود و خروج کشور ارایه می‌کند که هیچ‌کدام ابعاد حقیقی و درست موضوع نیست.

افزایش حضور‌ ایرانیان در دبی، افزایش تقاضا در بازار هدف، قیمت بالایی که برای زنان‌ ایرانی پرداخت می‌شود و از سویی فشار‌های اقتصادی و اجتماعی حاکم در ‌ایران از عمده دلایل بهره‌کشی‌های جنسی در‌ این شیخ‌نشین است.

یک فروشگاه ایرانی که عموم اجناس‌اش چینی است

سال پیش یک خبرگزاری داخلی گزارشی از حراج دختران ایرانی در امارات متحده عربی منتشر کرد که هم‌زمان با واکنش به آن، مقامات قضایی و انتظامی کشور آن را تکذیب و حتا منبع انتشار این خبر را مدتی به خاطر نشر اخبار کذب و تشویش اذهان عمومی، بازداشت کردند. در حالی که ‌این یک حقیقت بارز و روشن بود. بهای دختران ‌ایرانی که به شکلی خاص مورد توجه عرب‌های ساکن ‌این سرزمین قرار می‌گیرند گاهی اوقات برای یک شب تا ۲۰۰۰ درهم، معادل پانصد هزار تومان می‌رسد.‌ اینک تن‌فروشی یکی از فرصت‌های شغلی است که افرادی که تخصص و یا هنری ندارند از ‌این طریق می‌توانند امرار معاش کنند.

برخی گزارشات تایید نشده حاکی از آن است که ‌این کار برای ‌ایرانیان از طریق شبکه‌هایی که در ‌ایران افراد را پیدا و در اختیار طرف‌ها در دبی قرار می‌دهند انجام می‌شود.

این روز‌ها هر کسی که مشتری است کافیست سری به میدان عبدالناصر بزند تا بتواند از بین زنان روسی و آسیای جنوبی‌شرقی انتخاب کند، اما‌ این‌جا بیش‌تر دختران ‌ایرانی از طریق کاباره‌ها و شبکه‌های ارتباطی که به وجود آمده با مشتریان خود تماس برقرار می‌کنند. برخی نیز مشتریان متمول‌ ایرانی دارند که بدلیل فضای داخل کشور هر از چند گاهی به دبی می‌آیند و با طرف خود تماس می‌گیرند.

عفو بین‌الملل سال گذشته اسامی‌ هشت ‌ایرانی را اعلام کرد که در کار قاچاق دختران به کشور امارات فعال بودند و یا نمونه‌هایی مانند خانه ریحانه در کرج، که حدود سه سال پیش دادگاه متهمان آن برگزار شد، ‌این موارد از نشانه‌های وجود جریانی برنامه‌ریزی شده در صدور دختران به دبی است. این ماجرا در سال ۱۳۷۹ خورشیدی در جریان پیگیری‌های خانواده یک دختر فراری به وسیله ماموران اطلاعاتی ‌ایران فاش شد. ماموران پس از دستگیر و اعتراف دو تن از ماموران محلی به مرکزی به نام «خانه ریحانه» رسیدند که برای اسکان موقت دختران فراری تاسیس شده بود. یکی از قضات دادگاه انقلاب اسلامی ‌کرج و مسوول خانه ریحانه در تحقیقات بعدی دستگیر و محکوم شدند.

به هر صورت شاید برخی موارد ‌این دختران با توجه به افق‌هایی که در ‌این کشور برای خود متصورند و یا با وجود مشاغل کاذب پای بر خاک آن می‌گذارند. اما قریب به اتفاق از طریق شبکه‌ها و یا گروه‌های هدفمند و با علم به ‌این که برای چه کاری به ‌این‌جا می‌آیند وارد خاک آن می‌شوند. از طرفی در‌ این کشور مجازات سنگینی نیز برای خودفروشی در قانون قضایی دیده نشده و به صورت عمده در صورت احراز جرم، در نهایت نسبت به ابطال اقامت و اخراج از کشور اقدام می‌شود.

آن‌چه شما می‌خواهید

به قول وبلاگ سیبستان، دبی آدم را یاد کاروان‌سرا‌های قدیمی ‌می‌اندازد. جایی برای‌ ایرانیانی که می‌خواهند طعم برخی چیزها را تجربه کنند. در ‌این بازار مکاره همه چیز یافت می‌شود. از کنسرت «پینک فلوید» و «شکیرا» تا گروه‌هایی ‌ایرانی. بزرگ‌ترین نمایش‌گاه‌های تخصصی منطقه در دبی برگزار می‌شود.«

«جیتکس» نامی ‌است که برای هر کسی که سر و کار با فن‌آوری‌های رایانه‌ای دارد ارزش دیدن دارد. هم اکنون در دبی سالیانه چندین نمایش‌گاه تخصصی در زمینه‌های مختلف برگزار می‌شود.

جراحان پلاستیک که آن‌سوی دنیا بودند امروز چراغ حجره را‌ این‌جا روشن کرده‌اند و هر روز در همین آگهی‌نامه‌ها می‌نویسند که عمل بینی و سینه و هزار جای دیگر را ارزان‌تر از ‌ایران در دبی انجام می‌دهند. حتا کمی ‌وسوسه انگیزتر ‌این‌که با تعیین وقت قبلی عمل در بیمارستان آمریکایی‌ها اتومبیل «لیموزین» هم در فرودگاه به دنبالتان خواهد آمد.

مرکز دولتی توسعه تجارت ایران در دبی

خرید زمین با اقساط چند ساله، آپارتمان‌هایی رو به زمین گلف، طرح عظیم «پالم» و هر ناممکن دیگر، حتا راه اندازی پیست اسکی در ساختمان فاخر «امارات مال».‌ این یعنی فرصت، فرصت برای‌ این‌که چیز‌هایی که شما شاید در کشورتان نمی‌توانستید بدست بیاورید، می‌توانید ‌این‌جا «انتخاب» کنید. ‌این‌گونه می‌شود که شما در دبی هم آمریکایی‌ها و اروپایی‌هایی را می‌بینید که با مایوی دو تکه در «جمیره بیچ» حمام آفتاب می‌گیرند و هم خانم‌های ‌ایرانی کاملن محجبه‌ای که با چادر و مقنعه در بین جوانان انگلیسی که با شورت و لباس کوتاه هستند، می‌گردند و خرید می‌کنند. ‌این همان فاکتوری است که فکر می‌کنم طراحان انگلیسی ‌این کشور به دنبالش بودند: «امنیت برای همه»

نقل است که ‌این کشور دستگاه پلیس مخفی یا اصطلاحن «CID» بسیار پر قدرتی دارد. اما همین پلیس مخفی نیز به قول یک محقق نه در پی دانستن ‌این است که چه می‌کنی بلکه به دنبال آن است که کاری که می‌کنی برای امنیت دیگری خللی ‌ایجاد نکند. شاید چشم آبی‌ها ‌این نظام را با رویکرد «امنیت برای همه» بنیان گذاشته‌اند.

اما آنچه که شما نمی‌خواهید

مهندس «اصغر.د» یکی از تجار ‌ایرانی است که در دبی سکونت دارد. او تحصیل کرده آمریکاست و به قول خودش جزو اولین تظاهرات‌کنندگان در آمریکا بر علیه رژیم گذشته ‌ایران. وی سال‌ها در پست‌های اجرایی و سازمان‌های اقتصادی کلان وابسته به نهاد‌های دولتی در ‌ایران فعالیت کرده و‌ اینک ساکن دبی است.

این تاجر می‌گوید: «امارات سکه‌اش دو رو دارد. یک روی آن را کسانی می‌بینند که می‌آیند و چند روزی مسافرند و می‌روند و روی دیگر آن برای کسانی است که در ‌این کشور زندگی می‌کنند. ‌این کشور امنیت دارد اما همه‌اش آن امنیتی نیست که مردم خیال می‌کنند. در ‌این کشور نیز زندان‌هایی وجود دارد که شاید برای مسافری که سه، چهار روز می‌آید باور کردنی نباشد. در محاکم قضایی ممکن است هر رای‌یی صادر شود. بسیاری از تلفن‌ها کنترل می‌شود. برخی شرکت‌ها که آمریکا اعلام کرده تعبیر «صوری» بودن از آن می‌شود، مورد بازبینی و بررسی قرار می‌گیرد. به روایتی همان نظام طایفه‌ای که در گذشته نیز بوده در ‌این کشور حاکم است. هنوز سیستم و حکومتی مردانه در ‌این جامعه به چشم می‌خورد. شاید بتوان گفت ‌این‌جا یک ویترین خوب است که با مساعدت کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا چهره‌ای اروپایی پیدا کرده اما در اصل همان حکومت طایفه‌ای و نگرش عربی که بوده وجود دارد.»

این مهندس ‌ایرانی در نهایت خود نیز معترف است که امنیت در سرمایه‌گذاری، امکان ارتباطات اقتصادی به شکلی جهانی و بستر مناسب برای بهره‌برداری از خدمات تجاری از عمده دلایلی است که باعث شده او نیز پایگاهی در ‌این شیخ‌نشین برای خود ‌ایجاد کند.

 
کلیدواژه ها: , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image