image
در گفت‌و‌گو با تونیا دختر محمد صدیق کبود‌وند

زنجیر؛ هزینه‌ی دفاع از حقوق انسانی

20 Feb 2011

تاریخ انتشار: 23 شهریور 1388

http://zamaaneh.com/ardavan/2009/09/post_303.html

اردوان روزبه

a.roozbeh@radiozamaneh.com

محمد صدیق کبودوند رییس سازمانی مدنی در کردستان است، او بنیان گذار سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان است که به مسایل حقوق انسانی در کردستان می پردازد. کبودوند پس از مدتی به جرم های زیادی متهم شد و بعد از آن با تشکیل دادگاه به جرم اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت های مخالف نظام به یازده سال زندان محکوم شد.

او در طی مراحل تجدید نظر نیز محکوم شد و اینک بیش از بیست و هفت ماه است که در زندان اوین در حال گذراندن محکومیت‌اش است. اما به نظر می‌رسد برای کبودوند این فعال مدنی کرد دوران محکومیت نیز پایان اتهام‌ها نبوده است. او در دوران زندان بارها احضار شده است.

در حالی که وکیل‌های او شیرین عبادی و نسرین ستوده در تلاش هستند با دادن لایحه‌ای با توجه به گذشت بخشی از محکومیت اش برای او تقاضای تجدید نظر کنند. چندی پیش دوباره او را به دادسرای انقلاب مهاباد احضار کردند. او از شعبه ۵ بازپرسی منطقه ۲۳ با غل و زنجیر به مهاباد اعزام شد.

کبودوند تاکنون دو بار سکته کرده است و عدم سلامت جسمی اش حتا توسط پزشکان زندان اوین نیز تایید شده است.

تونیا کبود وند دختر او اشاره می کند که: «برای اعزام پدرم به دادسرای انقلاب مهاباد هفتصد هزار تومان پول خواستند که ما نیمی از آن را پرداختیم. قاضی این پرونده به دلیل آن که من اشاره ای به این نکته کرده بودم مارا مورد برخورد قرار داد که حق نداشته ایم بگوییم برای انتقال پدرم پول گرفته اند.»

تونیا کبود‌وند که نسبت به سلامتی پدرش در این آمد و شد ها و زندان اظهار نگرانی می کرد معتقد بود که: «این رفتار ها بیش‌تر با هدف آزار او شکستن اش صورت می گیرد.»

در همین حال نسرین ستوده وکیل و حقوق دان در گفت و گویی با رادیو فردا اشاره کرده است که: «به هیچ وجه هزینه نقل و انتقال زندانی پای خودش نیست و این هزینه‌ها برعهده دولت است. آقای کبودوند برای ابلاغ اوراق قضایی به مهاباد انتقال یافته، گفت که اساسن باید اوراق توسط مامور ابلاغ یا توسط پست شهری به زندانی تحویل داده شود و نباید زندانی یا وکیل او برای ابلاغ اوراق قضایی به دادگاه احضار شوند.» او ادامه می‌دهد:

«درخواست چنین مبلغ هنگفتی با هزینه‌های جاری و با هر حساب و کتابی هم‌خوانی ندارد و به نظر می‌رسد این درخواست صرفن نوعی باج‌خواهی از ایشان بوده است. دلایل این‌همه اعمال فشار بر آقای کبودوند حتا بر من که وکیل ایشان هستم، هنوز روشن نیست.»

از فرزند این فعال مدنی کرد پرسیدم:

علی‌رغم اینکه حکم صادره برای آقای کبودوند قطعی بوده است و او اینک تحمل کیفر می‌کند، دوباره وی را به دادسرای مهاباد احضار کردند. دلیل این اظهار چه بوده است؟

حقیقت‌اش این است که با آن‌که به ایشان در دادگاه حکم قطعی داده‌اند، اما پرونده‌های جدیدی هم برای‌شان ایجاد شده است. در مهاباد پرونده‌ای با عنوان اقدام علیه امنیت ملی تشکیل شده است که از طرف دادسرای تهران هم پیش از این یک‌بار دیگر احضار شده‌اند، از ایشان به جهت «اقدام علیه امنیت» از طرف سپاه شکایت کرده بودند.


محمد صدیق کبودوند رییس سازمانی مدنی در کردستان

دادگاه مهاباد هم به جهت انتشار یک کتاب که در مورد حقوق زنان بوده، ایشان را متهم کردند که این کتاب به دست ایشان پخش شده است. در حالی که اصلن چنین چیزی نبوده است. دادگاه برگزار شد. ایشان رفتند، تبرئه هم شد و آمدند. اما برای بار دوم که باید بگویم یک انتقال واقعن لجوجانه و بدون هیچ‌گونه دلیلی بود، فقط و فقط به دلیل این‌که به ایشان فشار بیاورند. چون می‌دانستند ایشان ناراحتی جسمی دارند و تحمل این همه انتقال و رفت و آمد را ندارند.

بدترین توهین‌ها را در این بار دوم به ایشان کرده‌اند. این چیزی که فقط و فقط بخاطر اذیت و آزار ایشان بود. چون ایشان حتا در این مدتی که برایشان حکم قطعی آمده، از راهی که پیش گرفتند برنگشته‌اند و هنوز هم فعالیت‌های خودشان را به نحوی پی‌گیری می‌کنند و هنوز هم که هنوز است تنها نگرانی‌شان واقعن رعایت حقوق بشر و احترام به عزت انسانی است.

یعنی این پرونده در مهاباد مفتوح است در حالی که ایشان در تهران زندانی هستند؟

ایشان در زندان اوین تهران هستند. اما دادگاهی در مهاباد تشکیل شده و ایشان را در آنجا متهم کردند و اتهام بر ایشان وارد شد که از این اتهام تبرئه شدند. یعنی همان برای بار اول که ایشان احضار شدند، دادگاه ایشان را تبرئه قلمداد کرد.

الان چند سال از محکومیت ایشان می‌گذرد و آیا امکان تجدید نظرخواهی برای پدر شما وجود دارد؟

بیست و هفت ماه از یازده سال حبس‌شان گذشته، یعنی حدودن دوسال و خرده‌ای. نه، ما نمی‌توانیم تجدید نظرخواهی کنیم. اما وکلای‌شان خانم ستوده و خانم شیرین عبادی لایحه‌ای داده اند به قوه قضاییه که هنوز در حال پیگیری است که بتوانند دادگاه تجدید نظر را دوباره بررسی کنند. اما هنوز جواب درستی نداده‌اند، با این که هفت‌ ـ هشت ماه از این درخواست می‌گذرد.

وضعیت سلامت جسمی آقای کبودوند به چه نحوی است؟

ایشان دو بار تاکنون سکته قلبی کرده اند. با این‌که حتا ما قبلن هم گفتیم و پزشکان خود زندان اوین اعلام کردند که ایشان حتمن باید به بیرون از زندان برای درمان برود، اما متاسفانه معاون امنیتی دادستان تهران یعنی آقای عادل با انتقال ایشان به بیمارستان خارج از اوین مخالفت کردند.

آقای کبودوند بعد از این برخورد سعی کردند که اصلن در مورد بیماری‌شان هم هیچ صحبتی نکنند. اما ما می‌بینیمشان یا هر دفعه که به ملاقاتشان می‌رویم، چهره-شان زردتر و تکیده‌تر و لاغرتر از قبل می‌شود و این باری هم که این اعزام‌ها و فشارهایی که به ایشان وارد می‌کنند، بیماری ایشان را حادتر کرده است. همین اعزام دوم باعث شد که بیماری کلیویی که داشتند، تشدید شود.

من در بعضی از رسانه‌ها خواندم که برای حمل نقل تا مهاباد از ایشان طلب هزینه کرده‌اند..

بله. برای بار اول که اعزام شده بودند، ایشان را که بردند، از ما مبلغی پول درخواست کردند. به‌عنوان پول حق ماموریت مامورانی که ایشان را منتقل می‌کنند، حق ماشین، هزینه‌ی ماشین و هزینه های دیگر.

برای برگشت از زندان مهاباد از ایشان درخواست هفتصد هزار تومان پول کرده بودند که ایشان مخالفت کرده بود و گفته بود که ما چنین هزینه ای نداریم. شما خودتان دادگاهی برگزار می‌کنید و خودتان هم باید انتقال بدهید. اما با این که اعتراض کرد، فعلن نیمی از آن را ما پرداخت کردیم که ایشان را برگردانند.

ما این خبر را که رسانه ای کردیم، نه به خاطر خود آقای کبودوند بود. بخاطر این بود که این امر نه تنها برای آقای کبودوند بلکه برای تمام زندانیان است که وقتی می‌خواهند اعزام‌شان کنند یا انتقال‌شان بدهند از زندان، از زندانیان پول دریافت می‌کنند و ما این را به عنوان نقض حقوق زندانی قلمداد و اعلام کردیم.

برای همین هم بود که بار دوم هم ایشان را بردند و خیلی هم بد برخورد کردند و گفتند که ما تو را پیاده می‌آوریم و می‌بریم، به خاطراین که تو اعلام کردی که ما از تو پول می‌گیریم. حالا پول نمی‌گیریم، ولی تو را مجبور می‌کنیم با دست و پای بسته پیاده بیایی و بروی.

آیا این برخورد به دلیل این بوده که شما مسئله را در رسانه‌ها مطرح کرده بودید؟

به دلیل مطرح شدنش بود. گفته بودند که شما چرا چنین چیزی را پخش کردید؟ چرا چنین چیزی را گفتید و شما حقی ندارید.

حتا بازپرس شعبه‌ی ۵ این بار در مورد اعزام مجدد ایشان با رییس دادگاه انقلاب مهاباد تماس گرفتند و گفتند که ایشان پرونده شان خاتمه یافته است و اعزام مجدد ایشان یک کار غیرقانونی است. چون وقتی ایشان را می‌برید در حال بازداشت است و بازداشت مجددشان کاری غیرقانونی است و من مسئولیت چنین کاری را برعهده نمی‌گیرم.

به خاطر همین وقتی رفته بودند مهاباد، ایشان را قبول نکرده بودند و ایشان دوباره برگشت و منتقل‌شان کردند به تهران. اما بازپرس شعبه‌ی ۵ گفته بود که شما چرا این را پخش کردید و رسانه ای کردید. شما هیچ حق و حقوقی ندارید. چون اقدام به مخالفت با نظام را کردید و اتهام‌تان مخالفت با نظام است، هیچ‌گونه حق و حقوقی ندارید و تازه باید خودتان هم این‌ها را تقبل کنید.

دست‌های ایشان را بسته بودند، بخاطر این که، گفتم که، برای این بار دوم که رفته بودند، گفته بودند که شما چرا اصلن گفتید که من را بازداشت کردند. مرحله‌ی قبل هم که ما از ایشان بی‌اطلاع بودیم مثل همین مرحله، ایشان را مدت پنج روز در بازداشت قراردادند و در مرحله‌ی اول هم با اذیت و آزار ایشان را بردند. پنج روز در بازداشت‌گاه قرارگاه ویژه بودند به این عنوان که ما مامور انتقال نداریم.

پدر شما دقیقن با چه جرمی الان در زندان هست؟

به جرم «اقدام علیه امنیت ملی» از طریق تاسیس «سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان».

به نظر خود شما پیش آمده که ایشان فعالیتی علیه نظام کرده باشند؟

ایشان که دست‌گیر شده بودند، گفته بودند من فعالیتی علیه نظام نکردم و اصلن من سیاسی نیستم، وابستگی حزبی به هیچ گروه و هیچ کسی ندارم و تنها و تنها دغدغه‌ی فکری من این است که واقعن حقوق انسان ها رعایت بشود. تنها چیزی که برای من مهم است انسانیت است. انسانیتی که خیلی جاها زیرپا گذاشته می‌شود.

خانم کبودوند خیلی‌ها مطلع هستند که پدر شما به چه علتی زندانی است و خود شما هم در جامعه دارید زندگی می‌کنید. برخورد مردم با مسئله‌ی پدر شما چگونه است؟

من خودم با افتخار برای هر کسی این موضوع را بیان می‌کنم که پدرم برای فعالیت های حقوق بشری زندان رفته است. درست است که عنوان فعالیت های سیاسی داده‌اند، اما او برای فعالیت‌های انسان دوستانه دست‌گیر شده است و حکمی که تا حالا به هیچ کس نداده اند، به پدر من داده اند.

من خوشحالم. می دانم و مطمئنم که فعالیت های او آن‌چنان تأثیرگذار بوده که چنین حکمی را به او داده اند. وبه هر کس هم که این را می‌گوییم، به ایشان افتخار می‌کند و از این که ایشان در زندان هستند ناراحت می‌شوند.

 
کلیدواژه ها: , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image