image
در گفت‌و‌گو با دکتر حسن ماسالی

«اپوزسیون بیش‌تر الان قمپوزیسون است»

13 Feb 2011

http://radiokoocheh.com/article/88426

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

به نقل از ویکی‌پدیا ماسالی فعال سیاسی چپ‌گرا، نماینده برون‌مرزی جبهه دموکراتیک ایران و مسوول امور ایران در حزب سبزهای آلمان است. او نویسنده کتاب «سیر تحول جنبش چپ ایران و عوامل بحران مداوم آن» است.

گفت‌و‌گو با آقای ماسالی در یک تجمع اعتراضی در شهر واشینگتن دست داد. او در این مصاحبه به مواضع جریان‌های خارج از کشور، روی‌کرد‌های اتحادیه اروپایی به اعتراض‌های مردم ایران و مسوولیت در برابر مردم در داخل کشور  پرداخت.

آقای ماسالی سرعت اتفاقات داخل ایران افزایش یافته. در گذشته فاصله بین اعدام‌ها و اتفاقات آن‌قدر زیاد بود که قدرت تحلیل وجود داشت. اما الان باتوجه به سرعت بالای اعدام‌ها و برخوردها، فکر می‌کنید جریان خارج از کشور چه حرکتی می‌تواند انجام دهد؟

باتوجه به تجاربی که من از گذشته زندگی سیاسی خود دارم در حقیقت جریان در خارج از کشور اگر هدف‌مند و سازمان‌یافته کار کند، می‌تواند افکار عمومی دنیا را تحت تاثیر قرار دهد. با اشکال مختلف به یاری مبارزات مردم ایران برخیزد، از وقوع اعدام‌ها جلوگیری کند، به زندانیان یاری رساند، توجه شخصیت‌های بین‌المللی را به مسئله ایران جلب کند چرا که در گذشته افرادی مانند «برتراند راسل» و «ژان‌پل سارتر» را پشت خود داشتیم. امروز هم بعد از سرخوردگی که در میان بسیاری از گروه‌ها بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی به وجود آمده، کار را مشکل کرده اما ما باید به تلاش خود ادامه دهیم.

من طرف‌دار همه با هم نیستم و عقیده دارم باید از تجارب و تحولات سیاسی درس آموخت و هدف‌مند یارگیری کرد و با دگراندیشان گفت‌وگو کنیم ولی دشمنی نکنیم. باید یارگیری را بر سر چند مسئله اساسی متمرکز کنیم و آن مخالفت تمام عیار با جمهوری اسلامی، جلوگیری از اعدام و سنگ‌سار و احترام به مبانی حقوق بشر است. کوشش کنیم جریان سکولاریستی و دموکراسی‌خواهی خود را متشکل و بعد با سایر جریانات سیاسی که مخالف رژیم هستند رقابت و هم‌کاری کند. اما قاطی کردن صفوف لطمه می‌زند و به نتیجه نمی‌رسیم.

آیا به نظر شما جمهوری اسلامی به معنای کلمه اپوزیسیونی دارد؟

من در چند گفتار تلویزیونی گفتم که اپوزسیون متاسفانه به قمپوزسیون تبدیل شده اما تلاش من و یارانم و همین‌طور گروه‌های چپ سکولار در این است که از  قمپوزسیون در آییم و به اپوزسیون تبدیل شویم. هنوز یک اپوزسیون با‌هویت سازمان‌یافته در خارج و داخل کشور شکل نگرفته است. پراکنده‌کاری زیاد است. نارضایتی مردم بالا است، نیروهای اپوزسیون زیاد هستند اما این پراکندگی و عدم سلوک باعث شده که به نتیجه مطلوبی نرسیم.

کار سختی است و ممکن است چند سال طول بکشد. باید به مرور به ضربه سیاسی و روحی که بعد از روی کار آمدن جمهوری اسلامی به مردم وارد شده، غلبه کرد.

در نهایت بعد از اعدام‌هایی مانند اعدام خانم زهرا بهرامی، بزرگ‌ترین حرکتی که دولت هلند انجام می‌دهد تعلیق رابطه با ایران است. آیا فکر نمی‌کیند دولت جمهوری اسلامی چراغ سبزی از ناحیه اتحادیه اروپایی و امثال آن دارد که با اقتدار هنوز به اعدام‌ها و رفتارهای متفاوت خود ادامه می‌دهد؟

بله من با نظر شما موافق هستم. من سال قبل به بروکسل سفر کردم و دوازده روز در هتل بودم و با تمام فراکسیون‌های پارلمان اروپا از چپ تا محافظه‌کار گفت‌وگو کردم. آن‌ها سماجت من را دیدند و طرحی برده بودم که می‌خواهیم نیروهای اپوزوسیون را متحد کنیم و از شما می‌خواهیم که مواضع روشنی در مقابل جمهوری که اسلامی نیست و فاشیستی است، اتخاذ کنید. در اخر بعضی از این فراکسیون‌ها گفتند که «نمی‌توانیم نقش اپوزوسیون ایران را بازی کنیم. شما باید اول مشکلات خود را حل کنید و بعد ما تصمیم بگیریم.» در حقیقت هم بهانه‌جویی بود و هم حق دارند. ما ضعف‌های خود را نباید به گردن دیگران بیاندازیم. این‌ها به خاطر منافع خودشان مماشات می‌کنند اما تقصیر ما است. اگر ما به یک نیروی‌ سازمان‌یافته و قدرت‌مند تبدیل شویم، می‌توانیم قدرت‌ها را مجبور کنیم که به منافع و خواسته‌های اپوزوسیون توجه کنند. باید پشت‌کار نشان دهیم و فعالیت کنیم.

به این نتیجه رسیدم که نمی‌شود با جریانات غیر‌سکولاریستی، غیر‌دموکرات و مغشوش سازش کرد

بعد از انتخابات ایران جریانی موسوم به جریان سبز در ایران به رهبری کسانی از بدنه نظام راه افتاد. آیا فکر می‌کنید این جریان میتواند تضمین‌کننده موفقیت یا تغییر در جمهوری اسلامی باشد؟

به خاطر زندگی سیاسی گذشته خودم از خمینی، خاتمی، کروبی و موسوی و به خاطر تز دکترایم  در آلمان کار پژوهشی در مورد دلایل شکست و ناکامی جنبش ایران از انقلاب مشروطه به بعد انجام دادم و به این نتیجه رسیدم که نمی‌شود با جریانات غیر‌سکولاریستی، غیر‌دموکرات و مغشوش سازش کرد. این باعث شده جامعه به واپس‌گرایی پیش رود. بنابراین عقیده دارم مردم از روی ناچاری میان بد و بدتر جریانی که به نام جنبش سبز معروف شده را انتخاب کردند. ولی حرکت آگاهانه باید طور دیگری باشد. نمی‌توانیم امثال خاتمی، کروبی و موسوی را به عنوان رهبری اصلاحات بپذیریم. دست آن‌ها آلوده است. جنایتی که خمینی انجام داده با مشارکت آن‌ها صورت گرفته است و حتا از کشتارها ابراز پشیمانی نمی‌کنند. بنابراین چطور می‌توان با چنین آدم‌هایی توافق کنیم. خوش‌بختانه مردم، جوانان و به خصوص زنان آگاه شدند و می‌بینیم که جنبش سبز هم متوقف شده است. وظیفه این نیست که جریان انحرافی را متوقف کنیم بلکه باید دنبال جریان مطلوب مردم باشیم و آن را سازمان‌دهی کنیم که کار سخت لازم است. اما دستمان خالی و امکاناتمان محدود است اگر امکانات را روی هم بریزیم قادر هستیم کوهی را  بکنیم.

دکتر «ماسالی» یکی از فعالان دانش‌جویی دهه شصت میلادی و از اعضای کنفدراسیون دانش‌جویان است. او پس از درگیری‌های خرداد ۶۰ به شورای ملی مقاومت پیوست و در میانه دهه ۶۰ از آن خارج شد. وی هم‌چنین از امضا‌کنندگان منشور جمهوری‌خواهان ایران است.

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image