image
گفت‌و‌گوی زمان – بخش نخست

«مدحی: جریان تحول‌خواه نیاز به نیروی نظامی دارد»(گفت‌وگوی زمان-1)

9 Feb 2011

تاریخ انتشار: 28 آبان 1389

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

به نظر من جریان‌های بعد انتخابات – در نوع خود- در تاریخ معاصر ایران کم‌نظیر بوده است. حتا شاید بتوان گفت با توجه به انعکاس آن در جامعه جهانی به یمن فن‌آوری‌های نوین بی‌نظیر بوده است. کم‌تر حرکتی در تاریخ ایران وجود دارد که تا این حد اندیشه‌های هم سوی خود را در اقصا نقاط دنیا به حمایت وا داشته باشد.

این جریان که با باید‌ها و نباید‌های بسیاری هم‌راه شد، نماد‌هایی از خرد جمعی و هم‌راهی مردمی را به هم‌راه داشت که امروز بعد از سه دهه به صراحت نسبت به حاکمیت خود اعتراض می‌کنند، رفتاری‌های گروه‌های اقلیتی جامعه را که به حداکثر آن حاکم‌اند به نقد می‌کشند و در قالب یک جنبش اینک راهی را طی می‌کنند که با کم خردی حاکمان توتالیتر جامعه می‌رود که شمشیری دو لبه باشد و روند حاکمیت سی‌ساله را در ایران به هر روی به سمتی دیگر تغییر دهد.

از سوی موافقان و مخالفان روند فعلی و یا تحلیل‌‌گرهایی که نگاه بر آینده ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری دارند نقد‌ها و نظرهای گوناگونی بر جریانات پس از انتخابات در ایران وارد می‌شود.

همین این نقد‌ها باعث شد رادیو کوچه به انعکاس نگاه‌ها و نظر‌ها بپردازد. تا آن جا که بضاعت رادیو کوچه اجازه می‌دهد به سراغ کارشناس‌ها و صاحبان اندیشه بروید و از آن‌ها بخواهد به آسیب‌شناسی این حرکت بپردازند.

شاید نقش رهبری در جنبش، جریان‌های کاریزماتیک، خرد‌گرایی، هم‌سویی و دموکراسی و فردایی که برای این مردم رقم خواهد خورد، باید بیش‌تر از زوایای مختلف و به کمک رسانه‌های منصف و بی‌طرف مورد بررسی قرار بگیرد.

اینک به سهم خود وارد این کارزار شدیم. اسم این مجموعه گفت‌و‌گو‌ها را «گفت‌و‌گوی زمان» گذاشتیم و در بخش نخست به سراغ «محمد‌رضا مدحی» کارشناس نظامی و امنیتی رفتیم.

گفت‌و‌گو با مدحی شاید به این دلیل مورد توجه است که او یکی از فرماندهان ارشد سپاه و مسوول کمیته‌ای موسوم به «حفظ نظام» در جمهوری اسلامی بوده است. موضوع بحث با مدحی حضور نظامی‌ها در جریان‌های بعد انتخابات بود. درست در شرایطی که بسیاری بر حضور نظامیان در حاکمیت نقد وارد می‌کنند و معتقدند یک حاکمیت «میلیتاریستی» هیچ‌گاه نمی‌تواند منادی دموکراسی باشد.

اما مدحی که معتقد است با ایجاد یک جریان هم‌سو و ایجاد وحدت رویه بین نظامیان معترض می‌تواند حرکتی را ایجاد کند، در تلاش برای هم‌راهی گروه‌های نظامی به خصوص نیروهای معترض سپاه پاسداران به حاکمیت است. او راه تغییر در نظام جمهوری اسلامی را ورود این نیروهای نظامی معترض به عرضه مبارزه می‌داند. این کارشناس نظامی در این مصاحبه به این محور وارد می‌شود که: «آیا اگر روزی  نظامیان حاکمیت را در دست بگیرند، عرصه را برای یک دموکراسی فراگیر در ایران خالی خواهند کرد؟»

هم‌راه این گفت‌و‌گو باشید. در برنامه‌های بعد سراغ دیگر صاحب‌نظران خواهیم رفت. اما فراموش نباید کرد هر اندیشه‌ای قابل نقد است و می‌توان با ارایه نظرهای نقادانه یک اندیشه را به کارزار ارزیابی کشید و محصولی را برداشت کرد که خود شاید چراغ راهی برای فردا باشد. متن کامل این گفت‌وگو در پی می‌آید:

آقای مدحی شما کارشناس مسایل استراتژیکی ایران هستید و قبلن به دفعات در رادیو کوچه هم‌راه شما بوده‌ایم. اما به نظر می‌رسد در مقاطعی، شاید بعضی از صحبت‌ها هست که در بخش‌هایی گفتن بیش‌تر راجع به آن، اهمیت موضوع را روشن خواهد کرد. از جمله مسایل ایران بعد از انتخابات که ما بارها با هم صحبت کردیم‌. در آخرین گفت‌و‌گویی که ما با هم داشتیم شما اشاره به یک نکته کردید، با این عنوان که نظام جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند و اگر بدون تعارف بخواهم بگویم در گذشته شما هیچ‌وقت به این ترتیب برخورد نمی‌کردید. یعنی ما در مصاحبه‌های قبلی از شما داشتیم که همیشه بحث به روز کردن نظام و یا تحول در شکل نظام بوده است. اما برای اولین‌بار من از شما شنیدم که شما گفتید: «‌نظام جمهوری اسلامی دیگر باقی نمی‌ماند.» برای ما توضیح بدهید که با چه تغییر و چه روی‌کرد تازه‌ای، معتقد هستید که جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند.

وقتی که عرض کردم که جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند، پشت این ادله، ادله‌های مختلفی خوابیده است. پشت این عرض من آن‌قدر اسناد، شواهد و قرائن محکمی است، که هر فرد آگاه به مسایل سیاسی به راحتی ‌می‌تواند این را متوجه بشود. چرا؟ ما امروز می‌بینیم که در سطوح مختلف حاکمیت انشقاق وجود دارد. اگر ما اصول‌گرایان را قطب اصلی نظام در‌نظر بگیریم و بگوییم که تمام قدرت رهبری این‌ها باشند و اسپانسر و ساپورترش (حمایت)، این طیف حاکم این فرقه و یا این تفکر باشد، می‌بینیم این‌ها الان بین هم‌دیگر مجددن به اختلاف افتاده‌اند.

آقای مصباح یزدی، پدر معنوی‌ این تفکر و تفکر فرقه اصباحیه یا همان اصول‌گرایان و طیف آقای احمدی‌نژاد است. من در مصاحبه اول هم عرض کردم در سوم ژانویه 2010 ونکوک پست ‌که این‌ها از رهبری هم عبور خواهند کرد. بارها و بارها به کرات این را من عرض کردم. ولی خوب آن موقع که ما می‌گفتیم، می‌گفتند که ایشان یک چیزی دارد می‌گوید و می‌خواهد که شخص خاصی را تطهیر کند. نه این یک واقعیتی بود‌. امروز ما علایم عبور از رهبری را به وضوح مشاهده می‌کنیم.

آقای احمدی‌نژاد دلایل مختلفی دارد. دنبال قدرت است و فقط به قدرت می‌اندیشد، یعنی برایش نه پدر معنویش مصباح، و نه رهبری که می‌رود و دست آیت‌اله خامنه‌ای را می‌بوسد، برایشان اصلن اهمیتی ندارد. چیزی که برایشان مهم است بقای بر قدرت، این طیف، این تفکر و این افراد است. و حالا دلایل این اختلاف چیست؟

این‌ها و اتاق فکرشان چه کسانی هستند؟ آقای «طائب»‌، آقای «میثم» وزارت اطلاعات همان آقای طائب است که امروز حکومت می‌کند

چیزهایی که در پشت پرده است را ما نمی‌گوییم‌، به چیزهایی که ملموس است و مردم می‌بینند می‌پردازیم. رهبری می‌گوید در کار وزارت امور‌خارجه، موازی‌سازی نشود و بعد می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد چهار نماینده در کشورها و مناطق مختلف می‌گذارد. رهبری (آیت‌اله خامنه‌ای)، می‌گوید که مذاکره با آمریکا دیگر منتفی است. بعد دوباره می‌بینیم که آقای احمدی‌نژاد در خواست مذاکره با آمریکا را می‌کند. و یا دانش‌جویانی که به حضور رهبری می‌روند و بیانیه‌ای‌ قرائت می‌کنند بر علیه آقای احمد‌ی‌نژاد، در خود حسینیه امام خمینی، در بیت رهبری و در حضور شخص رهبری تاکید و اعلام می‌کنند که ما با هیچ کسی عهد و عقوبت نبستیم و جریانات گذشته و دوم خرداد را هم مثال می‌زنند.

تا این‌جا که ما عرض کردیم، همین موضوعی که اخیرن در سایت‌های مختلف منتشر شده و بیانیه سپاه هم هست که احمدی‌نژاد را متهم به خیانت به‌ امام و رهبری کرده است، ما این را از شش ماه قبل می‌دانستیم، از این زمزمه‌ها، اطلاعات داریم، با اعضا در داخل کشور در ارتباط هستیم. ولی اگر من آن روز می‌گفتم به من می‌خندیدند. زمانی که من در ونکوک پست اعلام کردم و شما بعد از ونکوک پست اولین کسی بودید که من با آن مصاحبه کردم. به خاطر آن ترجمه‌ی زیبایی که از ونکوک پست کردید. چون جاهای دیگر آن ترجمه‌‌ی واقعی را ارایه نداده بودند، آن موقع هم اگر در خاطرتان باشد من عرض کردم که سپاه به سه قشر تقسیم شده است‌. یک قشر با ما هستند‌، یک قشر، بی‌طرف هستند و یک قشر با ملت هستند و قشر محدودی که با حاکمیتند و تفکر تند‌رویی را دارند، الان مانده‌اند بین رهبری و احمدی‌نژاد، کدام‌یکی‌شان، حق‌اند؟

وقتی این‌ها از گفت‌و‌گو خارج بشوند به دعوا می‌رسند. در صدر نظام، «هاشمی رفسنجانی»، یکی از قطب‌های نظام و یکی از ارکان و ستون جمهوری اسلامی، دارای مشکل و چالش است. پسرشان، «مهدی» در خارج برای براندازی رایزنی می‌کند و خودشان در داخل جور دیگری می‌خواهد جابه‌جایی قدرت بکند. طیف آقای احمدی‌نژاد، طیف موتلفه‌، طیف مصباحیه‌، اصلاح‌طلبان. اگر شما بیایید همه را در نظر بگیرید، می‌بینیم که آن‌هایی که باعث تداوم این نظام «جمهوری اسلامی» بوده‌اند‌، با هم به مشکل بر خورده‌اند. پس خیلی راحت می‌توانیم نتیجه بگیریم که جمهوری اسلامی دیگر نخواهد ماند.

شاید قبلن تفسیرش این بود که من می‌خواهم از بین ببرم. نه ما تغییرات ایجاد خواهیم کرد. ولی این‌ها خودشان دارند می ‌روند.

آقای مدحی شما اشاره کردید به مسئله‌ی اقشار مختلف در سپاه پاس‌داران، اگر چه که در دست‌گاه ارتش و سازمان‌های مرتبط با مجموعه‌های ارتش، ما هیچ‌وقت به این معنا، هم‌راهی‌هایی را ندیدیم یا به هر حال ترجمه‌ای به شکلی  که سپاه در نظام حضور داشته را نداشته‌ایم، اما معنای اعتراض‌های خیلی واقعی را هم در ارتش نتوانستیم شاهد باشیم. شاید به خاطر فشارهایی که بر روی ارتش بود‌. اما شما در مورد سپاهی دارید صحبت می‌کنید که به هر حال نقش کلیدی در طول سی سال گذشته در ارتباط با تداوم نظام و استحکام نظام بازی کرده است. در هیچ مقطعی مردم ندیدند، سپاه پاس‌داران هم‌راه مردم باشد. الان شما اشاره‌ی تازه‌ای می‌کنید. یعنی می‌خواهید بگویید پاس‌دارانی وجود دارند که می‌خواهند هم‌راه مردم باشند‌؟

زمان دوم خرداد از شهرک شهید محلاتی که خانه‌های سازمانی پاس‌داران قدیمی است، صندوق‌هایی که جمع شد چند درصد برا‌ی آقای خاتمی رای داده بودند، با وجود تاکید و حمایت‌هایی که رهبری از آقای ناطق نوری کرده بود؟ ‌85 درصد. ما داشتیم که به آقای خاتمی رای داده بودند. دیگر چه طور باید هم راهی می‌کردند؟ سپاه نمی‌خواست موضعی را اتخاذ کند که به این روز دچار بشود. بنده از کدام قشر هستم؟ شما من را به مردم معرفی کنید.

من می‌دانم که شما برخواسته از قشر گروه نظامیان سپاه در رده‌ی ارشد هستید‌، اما سوال این است‌. حتا در درگیری‌های بعد از انتخابات هم شما حضور دست‌گاه‌های اطلاعاتی سپاه را می‌بینید . این‌ها از بدنه‌ی سپاه جدا هستند‌؟

این‌ها و اتاق فکرشان چه کسانی هستند؟ آقای «طائب»‌، آقای «میثم» وزارت اطلاعات همان آقای طائب است که امروز حکومت می‌کند. آقای «فلاحیان» به آدم تندرو و خشونت‌طلب مشهور است. آقای طائب یا آقای میثم به دلیل خشونت و بدرفتاری با متهمانشان از وزارت اطلاعات اخراج شدند. این آقا الان مسوول رییس سازمان اطلاعات سپاه است. «جواد عباسی کنگه‌وری» یا همان «جواد آزاده» است که خانم «سعید امامی» را شکنجه می‌کرد. خانمی که گفت شوهر من خود‌سر نبود اگر بنا بود شوهر من از بین برود کسان دیگری هم در بازی هستند. او نه جنایت و نه قتلی مرتکب شده بود اما به بدترین شکل این خانم را مورد شکنجه قرار دادند. این فیلم در کل دنیا پخش شد و حتا به گوش رهبری نیز رسید.

این شش نفر الان اتاق فکر ‌آقای طائب هستند و موقعی که از ترس آزار مردم رانده و فراری شدند زیر عبای آقای طائب قایم شدند. طائب را از اطلاعات سپاه به فرهنگی سپاه فرستادند. طیف احمدی‌نژاد که قدرت گرفتند، طائب فرمانده‌ی نیروی مقاومت بسیج شد. و با فشارهایی که بر روی رهبری آمده، رییس سازمان اطلاعات سپاه شده است.

روی رهبری فشار است. به او مسایلی را تحمیل می‌کنند و مشاورهای غلط به او می‌دهند و پاسخ غلط هم می‌گیرند. ایشان از نظر خود پاسخ صحیح می‌دهد اما چون داده غلط است پس پاسخ هم اشتباه است. این طیف حاکمیت را در اختیار خود گرفتند.

من ‌دی ماه سال 59 وارد بسیج شدم و ‌چهارم تیر سال 60 هم عازم جبه‌ها شدم و همان‌طور که مدارک بنده را دیدید، جانباز 71 درصد هستم. امروز چه دلیلی دارد که در کنار ملت قرار گرفتم. از همه‌ی چیزهای دنیوی بگذرید، خانواده و بچه‌هایم را ترک کردم و در اروپا و آمریکا به خوش‌گذرانی نپرداختم. در کشوری زندگی می‌کنم که روزگارم سخت است و محدودیت بسیار زیادی دارد. این من نیستم. بلکه نماینده‌ی یک تفکرم. این تفکرد در سپاه ریشه‌ی بسیار عمیقی دارد. رای‌هایی که به اصلاح‌طلب‌ها داده شد را نگاه کنید، اگر سپاه  فقط می‌خواست به آقای «ناطق نوری» رای دهد، او برنده می‌شد. قدیمی‌های سپاه از قبل این را دیده و لمس کرده و دیدند که انقلاب از ریل خود خارج و از مسیرش منحرف شده است. لذا نمی‌توانند این انقلاب را هم‌راهی کنند. می‌خواهند آن را برگردانند اما به صورت مسالمت‌آمیز ولی به جایی می‌رسند که بن‌بست است. از سعی و تلاش برای اصلاح خارج شدیم و حالا باید یک حرکت جدیدی را آغاز و این قصه را تمام کنیم.

شما در مورد سپاهی صحبت می‌کنید که در طول سی سال گذشته، نسبت به اتفاقاتی که افتاده هیچ‌گونه عکس‌العملی در مورد آن ندیدیم. بحث کشتارهای سال 67 خاوران، اقدام بر علیه فعالان سیاسی و مدنی مطرح است. امروز هم که شما می‌گویید این گروه به بن‌بست رسیده‌اند. انعکاس آن‌ها چیست؟

در مورد ارتش باید بگویم که غالبن در آن مخالف وجود دارد اما قشر خاموش هستند. چون اگر بخواهند تحرکی داشته باشند بلافاصله سرکوب می‌شوند. این‌ها هم منتظر حرکتی هستند که به سپاه یا به ملت بپیوندند. سپاه در سال 67 دخیل نبود و کار آن جنگ بود. سپاه در آن مقطع اساسن در مسایل داخل کشور کاره‌ای نبود. کمیته و وزارت اطلاعات این کارها را انجام می‌دادند.

من نمی‌توانم همه‌چیز را باز کنم اما امکان تغییر خیلی زیاد است به‌طور قطع می‌گویم تغییر به دست نظامیان داخل کشور صورت خواهد گرفت

این‌که آن کشتارها صحیح بوده یا نبوده، من وارد آن نمی‌شوم. اگر فرض محال بگیم که سپاه در آن کشتارها دخیل بوده است، این تفکر نمی‌تواند همیشه باقی بماند. انسان تغییر می‌کند. هر کسی که کار غلطی را انجام می‌دهد به مرور زمان سعی می‌کند در درون خود جبران منافات کند. این سپاهی که می‌گویید در طول سی سال با مرد هم‌راه نبوده، با رای‌های خاموشی که به اصلاح‌طلبان و نماینده‌های مردم دادند، هم‌راهی کردند. آیا این ملموس نبوده است؟

ما تفاوتی بین سپاه و ارتش می‌بینیم. سپاه در طول سی سال گذشته قسمت ایدئولوژیک نظام را دنبال کرده و ارتش باید همیشه در مرزها می‌بوده است. شاید مردم توقع زیادی از ارتش نداشتند.  بعد از قلع‌وقمعی که از سال 57 صورت گرفته، سران ارتش همواره در فشار بودند. اما در مورد سپاهی که شما از آن صحبت می‌کنید، ما آن را خاست‌گاه لباس شخصی‌ها می‌بینیم و بعد از انتخابات همیشه در عرصه‌ها حضور داشته است و فرماندهان آن ابراز کردند که این توان‌مندی‌ها را برای برخورد با اغتشاشات (به زعم آن‌ها) دارند. آیا شما فکر می‌کنید که بخشی از سپاه به این نتیجه رسیده است که حکومت جمهوری اسلامی امروز باید عوض شود؟

من از نظر شخصی به آقای «عزیز» یا «محمد‌علی جعفری»، فرمانده کل سپاه، دین قدیمی دارم. اما امروز بدون تعارف مقابل هم‌دیگر هستیم. او اقرار می‌کند که عده‌ای از سپاه به فتنه پیوستند. این گفته را شما شنیدید. بله؟

بله

‌من فرمانده و در سمت‌های بسیار بالایی هم بودم. سپاهی که چند‌صد هزار نیرو و سیزده میلیون و شش‌صد هزار نفر بسیجی دارد، اعلام می‌کند که عده‌ای به سران فتنه پیوستند و ما سعی می‌کنیم آن‌ها را اغنا و نه برخورد کنیم. آیا فرمانده کل سپاه به خاطر چهار یا پنج هزار نفر کل سپاه را می‌لرزاند؟ این انشقاق بسیار عمیق است. از نظر تاکتیکی یا هر نظر دیگری که به آن نگاه کنیم می‌بینیم آن‌قدر عمیق است که صدای فرمانده‌ی سپاه در می‌آید. به‌طور قاطع می‌گویم عده‌‌ی بسیار زیادی از داخل و در پیکره‌ی سپاه می‌خواهند که این حکومت برای این‌که بیش‌تر از این دین را از بین نبرد و به آن لطمه وارد نکند، یا بایستد یا دست اهلان بیافتد نه این‌که دست نا‌‌اهلان بماند.

شما می‌خواهید بگویید در بدنه‌ی سپاه افرادی وجود دارند که با جدایی دین از سیاست موافقند؟

اگر این طور نبود بنده الان زنده نبودم.

اگر فرض کنیم کسانی با تغییر موافق باشند به این معنا که بدنه‌ی سیاسی کشور را از بدنه‌ی دینی آن ‌بخواهند جدا کنند و از طرفی هم بگوییم که معترض هستند، آیا اداره‌ی کشور به‌ سمت حکومت نظامی و حکومت فرماندهان نخواهد رفت؟ آیا این می‌تواند پایه‌گذار دموکراسی باشد؟

من نمی‌توانم همه‌چیز را باز کنم اما امکان تغییر خیلی زیاد است به‌طور قطع می‌گویم تغییر به دست نظامیان داخل کشور صورت خواهد گرفت. آن چیزی که من در طول یک سال عرض کردم غالبن اتفاق افتاده است. کدام‌یک از تحلیل‌ها و پیش‌گفتارهای بنده اتفاق نیفتاده و بعدن نمایان نشده است. این هم جزیی از همان است. اما در اختیار نظامیان نخواهد بود. بیست هزار کادر ثابت داریم که با ما هم‌راهی می‌کنند و کارتکس دارند که شامل عکس، مشخصات، نام پدر و مادر است. این افراد آدم‌های کلیدی هستند که در ارکان مختلف نظام وجود دارند. عده‌ی بسیار زیادی هم در خواست عضویت کردند. که جزو ما هستند اما تا ما به درجه‌ی اطمینان نسبت به آن‌ها برسیم زمان می‌برد.

ما پیش‌نویس قانون‌اساسی را نوشتیم و در آن تضمین کردیم. ما فقط به اقلیت مذهبی نپردازیم. امروز جمهوری اسلامی حتا به اقلیت قومی هم رحم نمی‌کند

در این بیست هزار نفر طیف‌های مختلفی وجود دارد. کسانی هستند که به من می‌گفتند بر علیه رهبری صحبت نکنید، دل ما می‌شکند. من همیشه «آیت‌اله خامنه‌ای» می‌گفتم اما برای این‌که دل آن‌ها را نشکنم به او رهبری می‌گفتم. این افراد الان به این نتیجه رسیدند که الان می‌گویند خود رهبری و جمهوری اسلامی باید برود. من در مصاحبه‌ای با آقای «نوری‌زاده» هم عرض کردم که جمهوری اسلامی الان به غده‌ی سرطانی تبدیل شده است. کسانی که در جمع ما و خیلی مذهبی‌تر از من هم بودند، می‌گویند حکومت دینی باعث شده است که دین زیر سوال برود و در هیچ مقطعی از اسلام دین تا این حد تحقیر نشده بود. جمهوری اسلامی یا انقلاب قربانی نیستند بلکه اسلام و تشیع قربانی است.

پس تکلیف حقوق بشر چه می‌شود. اگر فرض کنیم دین قربانی است و با این شرایط اگر فرماندهان سپاه بخواهند حرکتی را انجام دهند، آیا در جامعه حقوق برابر با دیگر اقلیت‌ها مانند بهایی‌ها، درویش‌ها و اهل سنت را در نظر می‌گیرند؟

ما پیش‌نویس قانون‌اساسی را نوشتیم و در آن تضمین کردیم. ما فقط به اقلیت مذهبی نپردازیم. امروز جمهوری اسلامی حتا به اقلیت قومی هم رحم نمی‌کند. ایران فردا برای همه‌ی ایرانیان در هر قشر، مذهب، آیین و مسلک است. نظامی‌ها این تغییر را انجام خواهند داد و بعد به ملت می‌سپارند. اگر ملت به همین حاکمیت رای دادند، ما هم تبعیت می‌کنیم. ‌دوست دارم صریح عرض کنم که در زمان شاه و حکومت قبلی اگر یک نفر مشروب می‌خورد از جلوی مسجد رد نمی‌شد. احترام روحانیون بسیار بسیار بالا بود. اما امروز می‌بینیم که اگر یک روحانی ساعت‌ها در کنار خیابان بایستد تاکسی هم او را سوار نمی‌کند. همین عدم رعایت حقوق‌بشر و عدم رعایت مسایل اجتماعی مردم، قومیت‌ها و ادیان مختلف مردم را نسبت به اسلام بدبین کرده است. دینی که ما به آن اعتقاد داریم و باور ماست و جانمان را برایش می‌دهیم. مولا علی می‌فرماید: «اگر کسی خلخال پای زن یهودی را بشنود و از غصه بمیرد روا است.» ما از این اسلام حرف می‌زنیم. آیا این رعایت می‌شود؟ در مورد یهودیان، مسیحیان، زرتشتیان نمی‌گوییم بلکه در مورد همین شیعه‌ها آیا رعایت می‌شود؟ می‌شنویم که سر فردی را در توالت فرو بردند و از او اعتراف کاذب گرفتند. ما دیگر حقوق‌بشری نداریم. جنایت آشکار شد و اگر قبلن هم وجود داشت، پنهان بود. در طول یک سال و اندی این جنایت به حدی بالا رفت که همه به این نتیجه رسیدند که اگر دین جدا شود دیگر به حساب آن گذاشته نمی‌شود.

شرایط کشور وارد بحران تازه‌ای می‌شود. در زمانی صحبت می‌کنیم که جمهوری‌خواهان بخشی از کنگره را تصاحب کردند. ‌یکی از نکته‌های مهمی که جمهوری اسلامی در بحران‌هایش با آن مواجه می‌شده، با جمهوری‌خواهان بوده است. از طرفی هم با پرداخت یارانه‌های نقدی، افزایش قیمت‌ها و تهدیدهای‌ خارجی وارد بحران‌های اقتصادی می‌شود. اگر پیش‌بینی کوتاه در مورد این وضعیت به ما بدهید  در ایران در آینده چه خواهیم داشت؟

زمانی که در راس قدرت بودم هم عرض کردم که آن موقع می‌گفتیم بقای حاکمیت در تقویت ایثار و شهادت است. این‌ها برای این‌که آن فرهنگ را در جامعه بیاورند احتمال دارد به کارهای جنون‌آمیز مانند جنگ دست بزنند. اما امکان ندارد که جمهوری‌خواهان بخواهند جنگ کنند و به نظر من این امکان ندارد. من با سیاسیون جلسه‌ای داشتم و صحبت‌هایی کردیم. جمهوری‌خواهان اشتباهی که در عراق و افغانستان مرتکب شدند را در ایران هرگز نخواهند کرد. اما فشار اقتصادی که در نتیجه مردم متحمل می‌شوند،‌ را بر گرده‌ی حاکمیت بیش‌تر خواهند کرد. حاکمیت برای جستن از این فضا ممکن است به اقدامات جنون‌آمیزی دست بزند. باز می‌گویم که‌ به نظر من جمهوری اسلامی دیگر نخواهد ماند. چه این کار را بکند و چه نکند.

شما مسئله‌ی رهبری و اطلاعات غلط به او را مطرح کردید. شاید این سوال برای مردم وجود داشته باشد که وقتی رهبر ایران در یک همایش به صورت رسمی می‌گوید که ما امکاناتی داریم که اگر مشکلاتی برای ما به وجود بیاید ممکن است برای همه‌ی جهان به وجود آید و بعضی از تحلیل‌گران آن را تهدید و تجهیز سلاح‌های خاص قلمداد می‌کنند و این‌که رهبری ایران به دنبال قدرت در جهان است، آیا شما همه‌ی این‌ها را ناشی از اطلاعات غلط می‌دانید؟

نمی‌گویم ناشی از اطلاعات غلط است. اگر یادتان باشد رهبری بعد از صحبت‌های بنده حدود سه ماه بعد این موضع را اتخاذ کردند. برای چه به عراق حمله کردند؟ به خاطر داشتن سلاح‌های شیمیایی. ما اعلام کردیم که این‌ها در تمام دنیا ایست‌گاه ‌بمب‌های میکروبی به اندازه‌ی کپسول‌های آموکسی‌سیلین زدند. زمانی که برای گارد رفتند ما اعلام کردیم که اسناد را منتشر خواهیم کرد. در اروپا با جمعی از آقایان طیف‌های مختلف صحبت می‌کردیم. آن‌ها در ابتدا فکر می‌کردند که من بولوف زدم که جهان را ملتهب و یا چهره‌ی جمهوری اسلامی را خراب کنم و بعد به این نتیجه رسیده بودند که چنین موضوعی صحت دارد و سند آن را پیدا کرده بودند.

وقتی رهبری می‌گوید جنگ در منطقه خلاصه نخواهد شد، یعنی تهدید است. این بر اساس اطلاعات غلط نیست بلکه بر اساس داده‌های عزیز جعفری (محمد‌علی جعفری) فرمانده سپاه است. آقای جعفری هم بعد از رهبری این را اعلام می‌کند. معلوم است که این موضع را فرمانده سپاه به رهبری داده و بعد از آن فرمانده سپاه این موضع را اتخاذ کرده است. این بولوف نیست.بخش اطلاعات غلط که قبلن عرض کردم در ارتباط با حکومت‌داری است.

من آقای خاتمی را خیلی دوست دارم اما ‌به عنوان رهبری او را قبوا ندارم. چون آن زمان تمام تلاشش را کرد اما ملاحظه‌ی حفظ جمهوری اسلامی را داشت که من از این بابت از ایشان دل‌خورم. باور ندارم هیچ روحانی بخواهد تغییر ایجاد کند. به دلایل مختلف. یک مرتبه ندیدیم آقای خاتمی امام جمعه تهران باشد و نماز جمعه بخواند. کسی که هشت سال رییس جمهوری بود و بالاترین رای ملت را آورده بود. پدر خانواده باید برای همه پدری کند. این بر اساس داده‌های غلط و تصمیم‌گیری خود ایشان بود. اما در مورد پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، در پرونده قوه قضاییه و دیگران که خود من رسیدگی کردم، من و افراد دیگر اطلاعاتی به ایشان دادیم اما ایشان بر اساس داده‌های غلط تصمیم دیگری‌ گرفتند. ما منظورمان این مسایل است نه موضوعات کلان و حساس. هر چند این‌ها هم حساس بوده و پای انسان‌ها در میان است. اما در مورد مسایل استراتژیک برون‌مرزی ایشان خیلی ظرافت به خرج می‌دهند.

منتظر نظر‌های شما نیز هستیم:

contact@koochehmail.com

 
کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image