image
گفت‌و‌گوی روز-محمد‌رضا مدحی، کارشناس سیاسی و استراتژیک

«به نظر من جمهوری اسلامی دیگر باقی نخواهد ماند»

9 Feb 2011

تاریخ انتشار: 26 مهر 1389

http://radiokoocheh.com/article/64278

اردوان روزبه/ رادیو کوچه

ardavan@koochehmaill.com

سفر رهبر ایران به قم هم‌ر‌اه با اما و اگرهایی است که فقط از یک سوی مطرح نمی‌شود. نگاه‌های مختلف به حضور فردی که به لحاظ قانونی باید رهبری سیاسی و رهبری به نوعی دینی را در ایران داشته باشد آن هم بعد ده سال در قم از پی چه پیامدها و در پی چه اهدافی است.

یافتن جای‌گاه امامت که این روزها از سوی طرف‌داران وی در رده بزرگان قوم مطرح می‌شود، آشتی با برخی از علما که پس از انتخابات پرحادثه ایران لب به اعتراض به روش‌های اداره کشور زدند و یا سفر به قصد ایجاد فرایند تازه‌ای که بتواند استحکام حضور رهبری باشد که این روزها یکی از کسانی که از روی آن در حال عبور است کسی است که وی برای او حتا در برابر مردم هم به روایتی ایستاده است. محمود احمدی نژادی که بارها با ارایه نظرهایی متفاوت با وی نشان داده است که قدرت عبور از رهبر را دارد. آیا این به اتکای نیروهای پشت پرده پرقدرتی است که به این رییس دولت دهم وعده‌هایی را داده‌اند؟

یا به روایت برخی فرزند همین رهبر شاید منتظر تثبیت جای‌گاه رهبری امامتی است تا کار را پی بگیرد؟ اما سفر پر هزینه رهبر ایران به قم که به قول یک روزنامه‌نگار به یاد‌آور جشن‌های دوهزار و پانصد ساله است، در راه است. آیا رهبر ایران حکم امامت را خواهد گرفت و یا خبری دیگر در راه است از نکته‌هایی است که کمی زمان می‌خواهد.

«محمد‌رضا مدحی» تحلیل‌گر نظامی و استراتژیستی است که در بدنه رهبری نظام سمت داشته است. مدحی در مصاحبه امشب به این سوال من پاسخ داده است که آیا قرار است پروژه عبور از رهبری استارت بخورد؟ آیا می‌توان باور کرد که با این شرایط موجود ایران در بحران نیست؟

گفت‌و‌گوی این برنامه با محمد‌رضا مدحی است:

آقای مدحی شما کارشناس مسایل سیاسی و نظامی ایران هستید. روز گذشته مطلبی در رادیو کوچه از شما منتشر شد. مستقیمن در ارتباط با تحلیل شما نسبت به حضور رهبر جمهوری اسلامی در قم که بعد از نزدیک به ده سال اتفاق می‌افتد، بخشی از این تحلیل را ما روی سایت منتشر کردیم، اما سوال‌هایی باقی می‌ماند. سوال‌ها  بر این است که شما با این ارزیابی‌ چه تعریفی از آینده می‌بینید و آیا فکر می‌کنید رهبری واقعن به‌دنبال امامت است و آیا اگر این امامت به وجود بیاید، سوال این است که این امامت مشروعیت پیدا می‌کند با توجه به این که ارزش بسیاری از مسایل جای‌گاه رهبری در ایران توسط خود گروه‌های جناح راست مورد سوال قرار  گرفته‌؟

من در همان مقاله که منتشر فرمودید عرض کردم‌، ببینید شاید خود شخص رهبر به‌دنبال این نباشد ولی طیف حاکم‌، حاکمیت کنونی و این فرقه‌ی مصباحیه و کسان دیگر که هستند، خروج از بن‌بست‌شان را در مشروعیت و تثبیت امامت می‌بینند و لا‌غیر.

خوب حالا نتیجه‌ی امامت‌، مسئله سر این است که اعتبار رهبری‌، وقتی در آن جای‌گاه نباشد مفهوم امامت چیست؟ یعنی می‌خواهم بدانم از نظر شما فکر می‌کنید جریان  تحلیل امامت تعریفی که در دوران آیت‌اله خمینی هم ما داشتیم می‌تواند در‌آن رده قرار بگیرد؟  یعنی ارزش مرجعیت امامت می‌تواند در آن حدی باشد که بتواند استقرار و قدرت رای آیت‌اله خمینی را برای آیت اله خامنه‌ای ایجاد کند ؟

این اصلن قابل قیاس نیست و سقوطی که الان این جای‌گاه پیدا کرده است، در هیچ دوره از تاریخ چنین سقوطی ما  نداشتیم. الان جای‌گاه رهبری، جای‌گاه ولایت فقیه که جزو دین تشیع است و ما در دین‌مان ولایت فقیه را داریم‌. ولی متاسفانه به‌خاطر خرج‌کردن آن برای یک‌سری جریان‌های خاص باعث شده است که کلیت این مسئله زیر سوال برود، به حاشیه رانده بشود و کم‌رنگ بشود. من فکر نمی‌کنم حتا اگر این تصویب هم بشود، تاثیری در شرایط کنونی و جامعه ایجاد کند‌، این نظر من هست.

شما فکر می‌کنید که آیت‌اله خامنه‌ای به قم می‌رود‌، آیا به نظرتان نظر همه‌ی مراجع را می‌تواند جلب کند‌؟ ما می‌دانیم که بسیاری از مراجع بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران از ایشان دل‌خور هستند، آیا فکر می‌کنید تمام مراجع به استقبال ایشان در حرم حضرت معصومه خواهند رفت و ایشان مسئله‌ی کسب جای‌گاه امامت را پیدا خواهد کرد؟

من فکر می‌کنم اگر فتنه‌هایی که در کنار این سفر خوابیده، اتفاق نیفتد چون چندین زاویه باز شده برای همین سفر، ایشان این موفقیت را به‌دست خواهند آورد‌، ولی این موفقیت مثل بیماری است که گلوی او به‌شدت چرک کرده و ما به‌جای چرک‌خشک‌کن به او تب‌بر بدهیم. این در بطن جامعه و در افکار عمومی‌، در قشر جوان‌، دانش‌گاهی‌ها‌، اساتید، حتا روحانیون تاثیر نخواهد داشت‌، یک‌چیز ظاهری خواهد بود برای مدت کوتاهی. من فکر نمی‌کنم رشد کافی داشته باشد.

ببینید الان طیف حاکم بر جامعه متاسفانه آمادگی خودشان را برای عبور از رهبری اعلام کرده‌اند و نشانه‌هایی از آن دیده‌ایم. اشاراتی هم در این مورد شده است که در جایی رهبری اعلام می‌کند که مباده‌سازی در وزارت امور خارجه صورت نگیرد‌. فردای آن‌روز آقای احمدی‌نژاد چهار‌نفر نماینده در مناطق مختلف منسوب می‌کنند‌. یا در مورد دوم بعد‌ از این قضیه‌، دانش‌جویان  در حسینیه‌ی امام‌خمینی در حضور رهبری اعلام می‌کنند که ما با هیچ‌کسی عهد و عقوبت نداریم و اگر کسی از نظر رهبری خارج بشود ما با او برخورد می‌کنیم. از این بیانه‌ها در حضور رهبری قرائت می‌کنند و در روزی که رهبری اظهار می‌کنند که بحث مذاکره با آمریکا منتفی هست، دقیقن فردای این صحبت رهبری، آقای احمدی‌نژاد می‌آیند موضع می‌گیرند که ما می‌خواهیم با آمریکا وارد مذاکره بشویم و درخواست مذاکره و گفت‌و‌گو با آقای باراک اوباما را مطرح می‌کند. این یعنی عبور. همیشه در جمهوری اسلامی این بوده است که ما مکتب اسلامی را ترویج کنیم. آقای رحیم مشایی اعلام می‌کنند مکتب ایرانی، به‌جای مکتب اسلامی و خیلی از علمای راست و چپ و همین طرف‌دار خود آقای احمدی‌نژاد، حتا خود آقای مصباح هم به این امر‌ اعتراض می‌کند. ولی می‌بینیم که در‌نهایت به نتیجه‌ای نمی‌رسند. این به نظر شما عبور از رهبری نیست؟

آقای مدحی سوال من این است که بنا را بر این بگذاریم که رهبر بتواند وارد قم بشود‌، بعضی از نظر‌ها را بگیرد، در عین‌حال یک گروهی هم دارند از روی ایشان رد می‌شوند، خوب قرار است چه اتفاقی بیفتد، شما به این خطر اشاره کردید، فکر می‌کنید رهبر چه جای‌گاهی می‌تواند پیدا کند، آیا فکر می‌کنید واقعن رهبر قرار است حتا سال دیگر باقی بماند؟

من فکر نمی‌کنم جمهوری اسلامی ایران خیلی دوام داشته باشد، این‌ها می‌خواهند به هر بهانه‌ای و به هر قیمتی  و به عبور از هر کسی و حتا با قربانی کردن اسلام کلیت جمهوری اسلامی حاکمیت را حفظ کنند. ولی من فکر نمی‌کنم این دوام زیادی بیاورد. ببینید الان طرح‌هایی روی میز کار است، برنامه‌های میان‌مدت‌، کوتاه‌مدت‌، بلند‌مدت. همین میان مدتش‌، مثلن آقای شاه‌رودی بیاید رهبر بشود‌، این الان دستور کار است و همین امروز‌، فردا است که بخواهند اجرایش کنند و با این وضعیت به نظر شما‌، حالا ایشان این مشروعیت را هم  به دست آوردند، برای نفر بعدی است نه برای خودشان.

رهبری کافی بود در نماز جمعه‌ی بیست و نهم خرداد، اگر اشتباه نکنم، یک دل‌جویی از معترضین می‌کرد و حتا به نتیجه‌ی انتخابات هم خیلی تاکید نمی‌کرد‌

خوب نفر بعدی یعنی چه کسی؟  از یک طرف شما آقای مدحی می‌گویید نظام جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند و از طرف‌دیگر می‌گویید یک برنامه‌ی دراز مدت دارند؟

ما تفکرات این‌ها را می‌گوییم. ببینید مخالفان جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ی‌، کوتاه مدت‌، میان‌مدت، بلند‌مدت دارند. خیلی از کشورها‌، به‌طور مثال عرض می‌کنم به طور قاطع و محکم بگویم: آمریکایی‌ها.  نمی‌خواهند که سقوط رژیم در کوتاه‌مدت صورت‌ بگیرد. می‌خواهند تغییراتی در رژیم ایجاد بشود از درون خودش و خیلی بدشان نمی‌آید که  فردی مثل شاه‌رودی بیاید و رهبر جمهوری اسلامی ایران بشود‌، من به این برنامه‌ میان‌مدت می‌گویم. ما از این منظر نگاه کنیم‌، رهبری اگر چیزی هم کسب کند‌، برای نفر بعدی خودش است که همین زمان کوتاه‌مدت، بنده می‌گویم این رژیم کوتاه‌مدت خواهد ماند. این حاکمیت‌، این سران فعلی به هیچ عنوان توان این که بخواهند بروند برای بلند‌مدت نخواهند داشت.

الان ما یک فرآیندی را داریم در جامعه می‌بینیم.  فرآیند حذف رهبری‌، اگر فرض کنیم که این‌طور باشد، در حالی که خوب رهبر می‌توانست حذف نشود به‌دلیل این‌که می‌توانست از آقای احمدی‌نژاد حمایت  نکند، از کشته شدن بسیاری از مردم در خیابان‌ها‌، مهر تایید بر آن رفتاری که برخورد کرد‌ند با مردم نگذارد و حمایت کند از کشته‌شدن بسیاری از افراد جامعه و با آن‌ها هم‌دردی کند‌. اما سوال این است‌، رهبر امروز در جامعه هم ممکن است جای‌گاهی نداشته باشد، در دولت هم ندارد.  آیا شما  فکر می‌کنید سبک و سیاق جمهوری اسلامی در حال عوض شدن است؟

شما غیر از این دارید می‌بینید؟ دقیقن این عمل از پارسال تا الان  صورت گرفته است. در این یک سال و اندی گذشته سبک و سیاق به‌طور کل عوض شده است و به‌وضوح ما می‌بینیم فقط علنی نشده است. یک واقعیت داریم، یک حقیقت‌. این یک حقیقت است. واقعیت چیزی است که ما  می‌بینیم، حقیقت چیزی است که وجود دارد. اما ما نمی‌توانیم ببینیم، هنوز به واقعیت نپیوسته است. الان این اتفاق افتاده است ولی تبدیل به واقعیت نشده است که در جامعه ‌ملموس باشد‌، برای همه‌ی آحاد ملت و حتا برای خود این کسانی که سرشان را مثل کبک کرده‌اند زیر برف و فکر می‌کنند که کسی آن‌ها را نمی‌بیند، این اتفاق افتاده است.

رهبری کافی بود در نماز جمعه‌ی بیست و نهم خرداد، اگر اشتباه نکنم، یک دل‌جویی از معترضین می‌کرد و حتا به نتیجه‌ی انتخابات هم خیلی تاکید نمی‌کرد‌. به‌‌عنوان مثال می‌گفتند که حالا اگر در انتخابات هم چیزی شده است، من بررسی می‌کنم ولی نباید با جوان‌های ما با فرزند‌های من‌، ملت، با این امت چنین برخوردی می‌شد‌، من این را محکوم می‌کنم. یا مثلن‌، باید از این‌ها دل‌جویی بشود‌.  در همین حد هم اگر ایشان مطرح می‌کردند، قطع و یقین کار به این‌حد خراب‌تر نمی‌شد‌. الان جای‌گاه رهبری و جای‌گاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران در بطن جامعه و قالب جوان‌ها از بین رفته است یا کم‌رنگ شده است.

آقای رفسنجانی به‌دنبال ایجاد یک شورا است‌، یا حداقل در خبرگان و اعمال بعضی از قوانین را ‌طرح موضوع می‌کند. از طرفی رهبری به قول شما در جایگاهی دیگر قرار نمیگیرد که مورد تایید باشد و از جهتی در داخل خود هیت حاکمیت، گروههایی مانند آقای احمدینژاد شعارهای تازهای میدهند. چهقدر این شرایط را برای آینده‌ی ایران خطرناک می‌دانید و اگر بخواهید پیش‌بینی کنید‌، آیا این جمله را شما می‌توانید تایید کنید با این عنوان که ایران در شرایط بحرانی قرار دارد که ممکن است از بیرون وارد تخاصم و در‌گیری نشود‌‌، در داخل کشور ممکن است ما به یک جنگ داخلی و یک در‌گیری داخلی برسیم؟

ما اشتباه‌های مختلفی را داشتیم‌، اشتباهاتی که روند انقلاب سال پنجاه و هفت از ریل خارج شده و  به بیراهه رفته است‌. ما بعد از سال شست و هشت‌، خیلی از یاران با‌وفای انقلاب خودمان، یعنی همان که  می‌گوید انقلاب بعد از دهه‌ی اول، فرزندان خودش را می‌بلعد‌، همان اتفاق را به‌ وضوح دیدیم. امروز می‌بینیم که خانواده‌ها‌ی شهدا که سهام‌داران اصلی آن حاکمیت هستند، مورد غضب حاکمیت هستند. حاکمیت به‌نفع قشر جریان خاصی به فرقه‌ی مصباحیه مصادره شده است. عده‌ای هم  می‌خواهند این را  بگیرند‌. آقای هاشمی هم با اعمال فشارهایی که دارد. رهبری در یک معامله‌ی سیاسی که (خود رهبری را من نمی‌خواهم بگویم)‌، گروه مشاوران رهبری با گروه مشاوران خود آقای هاشمی رفسنجانی بود، در یک مقطع از موضوع دانش‌‌گاه آزاد عقب‌نشینی کردند. ولی اخیرن آمدند حکم حکومتی و حکم اجتهادی صادر کردند و وقف دانش‌گاه آزاد را ابطال اعلام کردند‌.

در کنار آن می‌بینیم که  آقای هاشمی پازل‌هایی را چیدند و برای فشار و برای این‌که بگوید که من در مجلس خبرگان در فشار هستم. قائم مقامش چه کسی هست آقای شاه‌رودی. آقای شاه‌رودی کیست؟ کسی است که از ده سال پیش تا الان در خواب و رویای رسیدن به جای‌گاه رهبری را دارد. این در‌گیری‌های داخلی که خودشان دارند قطع و یقین در یک نقطه‌ای به بن‌بست خواهد رسید و هر‌جا به بن‌بست برسد جنگ شروع می‌شود دیگر درست است؟ از گفت‌و‌گو که خارج می‌شویم به دعوا می‌رسیم. ولی من بیش‌تر نگران هستم که احمدی‌نژاد جنگ خارجی بخواهد شروع کند‌، چون در آن‌صورت است که می‌توانند سرکوب‌ها را راحت‌تر انجام بدهند و جامعه را می‌توانند خاموش کنند و یک فضای فرهنگی و معنوی را ایجاد کنند که امید‌وارم جوان‌هایمان فریب این مسئله را نخورند و هزینه‌ی این اشتباه برای ما‌ندگاری این تفکر و ملت ایران وسرمایه‌های ایران پرداخت نکنند.

بیشتر بخوانید:

«پیش درآمدی بر سفر رهبر جمهوری اسلامی به قم»

 
کلیدواژه ها: , , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image