image
گفت‌وگوی روز-درپی اظهار نگرانی برای اعدام‌های گروهی در مشهد

«فعالان می‌گویند: هفته‌ای چند ده اعدام بی‌خبر در زندان»

8 Feb 2011

تاریخ انتشار: 05 شهریور 1389

http://radiokoocheh.com/article/53212

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

اعدام‌ها موضوع تازه‌ای نیست، این حرفی است که ممکن است این روزها از زبان هر زندانی که از زندان مشهد آزاد شده است بشنوید. درست چند وقتی می‌شود که بحث اعدام‌های گروهی و بدون خبر در زندان مشهد به گوش می‌رسد، در حالی‌که این اعدام‌های گروهی در این زندان موضوع تازه‌ای نیست.

طرح این موضوع در ابتدا توسط یکی از اندیشمندان شجاع حوزه علوم دینی یعنی احمد قابل انجام شد. این نویسنده و محقق درعلوم دینی که بارها به زندان رفته و در سال هشتاد‌و‌یک خورشیدی خلع لباس شده است، برای اولین بار در مصاحبه‌هایش به این نکته پرداخت که در اواسط اردیبهشت ماه به‌دلیل این که در بند شش زندان مشهد بوده مطلع شده است که بیش از پنجاه زندانی در این زندان در همان زمان اعدام شده‌اند.

در جایی دیگر نیز احمد قابل نقل می‌کند که در همین دور که بیش از پنجاه نفر اعدام شده‌اند در رسانه‌های داخل پنج نفر اعلام شده است.

گزارش‌ها که به کمپین بین‌الملی حقوق بشر نیز رسیده حاکی از آن است که فقط در «بند پنج» این زندان بیش از هزار و هشتصد نفر منتظر اجرای حکم اعدام هستند.

به نقل از کمپین بین‌الملی حقوق بشر ایران: «در ماه‌های مهر 88 تا اردیبهشت 89 در حدود 150 نفر اعدام شده‌اند ولی تنها یک‌بار اعلام شده که  فقط 5 نفر اعدام شده‌اند هم‌چنین در تاریخ 19 فروردین 89، 35 نفر اعدام شده‌اند که هشت تن از آن‌ها زن بوده‌اند.»

اما با توجه به اظهارات کسانی که با خانواده‌های اعدام شده‌گان در تماس بوده‌اند، این روند از سرعت بیش‌تری برخوردار شده و اینک به نوعی تعداد افراد اعدام شده در هر نوبت نزدیک به هفتاد نفر شده است.

پسر برادر یکی از اعدام شده‌گان که نخواست نامش فاش شود عنوان شاهد اول به رادیو کوچه در خصوص جزییات اعدام عمویش اظهار می‌کند:

«عموی من در روز دوم ماه رمضان و به هم‌راه شصت و شش نفر دیگر اعدام شد. هر چهارشنبه معمول است که اعدام‌ها انجام می‌شود.»

این شاهد در پاسخ به این‌که آیا کسی از اعدام عمویش مطلع بوده، اشاره می‌کند: «وکیلش، خانواده‌اش و احتمال زیاد حتا خودش از زمان اعدام خبر نداشتند. مادربزرگم هر هفته می‌رفت بهش سر می‌زد پسر کوچک عمویم را مادربزرگم نگه می‌داشت حتا او هم چیزی نشنیده بود. اما از کسانی که فامیل‌های هم سلولی‌اش بوده‌اند، شنیدم که چهارشنبه ساعت چهار صبح تعدادی را بلند کرده‌اند و گفته‌اند بیرون کارتان دارند. بعد فهمیدیم که اعدام شده‌اند.»

شاهد می‌گوید که برخی از زندانیان که در مجلس ختم عمو‌اش شرکت کرده بودند به او گفته‌اند که دو، سه زندانی در دادگاه تجدید نظر حکم اعدام‌شان به حبس ابد تبدیل شده بوده است، اما بدون توجه به تجدیدنظر در صدور حکم، آن‌ها را نیز اعدام کرده‌اند.

تعدادی دیگر از فعالان مدنی که در بند شش و پنج زندان مشهد مانند احمد قابل نیز بوده‌اند اشاره می‌کنند که در زمان اعدام‌های دسته‌جمعی تلفن‌ها قطع می‌شود و امکان تماس با بیرون کاهش می‌یابد.

نکته‌ای دیگر این است که چون این موارد تاکنون مطرح نشده است، روشن نیست که آیا اعدام‌های پنهان به صورت سیستماتیک انجام می‌شود؟ آیا فقط در زندان مشهد رخ می‌دهد یا سایر زندان‌ها نیز این روال را دارند؟

در رسانه‌ها هم گفتم با توجه به اتفاقاتی که در زمان حضور من در آن‌جا افتاده، می‌توان این را نمونه‌ای قرار داد.چون خبر‌ها می‌گوید که این اتفاق‌ها به طور مستمر ادامه داشته است

شاهد دوم گزارش رادیو کوچه که او نیز فقط با نام «شاهد دوم» اظهاراتش منتشر شود. اشاره می‌کند که وقتی یکی از نزدیکانش فوت کرده است، در «بهشت رضا»ی مشهد شاهد بوده که بیش از شصت نفر را در هفته اول مردادماه از زندان مشهد به بخش غسال‌خانه این قبرستان آورده بودند که همه برهنه و در کنار یک‌دیگر رها شده بودند. او ادامه می‌دهد: «من خودم دیدم که برهنه و مانند گوشت قربانی کنار هم ریخته بودند در حالی که از بینی و دهانشان هنوز خون می‌آمد و بر روی گردن‌شان رد طناب‌دار بوده است. آن‌ها را می‌ریزند آن‌جا تا خانواده‌هایشان بیایند و اعدامی خودشان را شناسایی کنند.»

او اشاره می‌کند که در بین کسانی که دیده است در گوشه‌ای چند زن هم در بین اعدام شده‌ها بوده است. شاهد دوم هم‌چنین تاکید می‌کند که از ماموران بهشت‌رضای مشهد که پرسیده است، گفته‌اند به طور عموم هر چهارشنبه تعدادی را به همین ترتیب از زندان مشهد به این‌جا می‌آورند.

بنابر اظهار یک وکیل در مشهد اکثر این افراد به جرم مواد مخدر دستگیر و محکوم شده‌اند. او هم‌چنین تاکید می‌کند که مراحل دادرسی و اعتراض به‌طور معمول زمان بلندی می‌برد، اما افزایش سرعت در اعدام‌های این زندانی‌ها و هم چنین تعداد آن‌ها موجب حیرت است. این وکیل هم چنین تاکید می‌کند که: «اگر بپذیریم که این اعدام‌ها صورت می‌گیرد، بی‌شک با دستور مقامات بالا و بر اساس یک سیاست برنامه‌ریزی شده است.»

اما احمد قابل پژوهش‌گر تاکید می‌کند: «بی‌شک این روالی است که پیش از این نیز انجام می‌گرفته است.» قابل خود شاهد انتظار تعداد زیادی برای اعدام در ماه اردیبهشت در بند شش زندان مشهد بوده است که به نقل از او این رقم بالای پنجاه نفر بوده است. هم چنین او در گفت‌و‌گویی با رادیو کوچه چنین اشاره می‌کند:

من تمام آن‌چه را که می‌دانستم در مطالب منتشر شده گفته‌ام. بعضی‌ها مطلبی را هم از فرد دیگری هم‌زمان و هم‌راه با مطلب من منتشر کردند. همان‌طور که در قسمت سوم گزارش زندان در مورد بازجویی‌ها و محاکمه نوشته بودم‌، 50 نفر و یا بیش‌تر را در مدتی که من در آن‌جا بودم در چند نوبت اعدام کردند. در نهایت آن‌چه در روزنامه اعلام شد پنج نفر بود. اما من از اوضاعی که اخیرن پیش آمده اطلاعی ندارم  و از رسانه‌ها شنیدم یا دیدم.

در مدت سه ماهی که من در آن‌جا بودم چنین اتفاقی افتاده بود و پیش از آن هم زندانی‌هایی که قبل از من و سال‌ها در زندان بودند گزارش‌هایی می‌دادند و می‌گفتند که اعدام‌ها به عنوان روند عادی است و همیشه در آن‌جا زندانیان اعدام می‌شوند و اطلاع‌رسانی نمی‌شود. حتا از چند صد نفر زندانی تحت حکم اعدام در زندان مشهد صحبت می‌شد که به قاچاقچیان مواد مخدر و قاتل از استان‌های مجاور هم اضافه می‌شد و حکم اعدام می‌گرفتند. میزانی که ما اعدامی یا خروجی از زندان داشتیم بازهم به افراد جدیدی حکم اعدام داده می‌شد و وارد زندان مشهد می‌شدند.

بنابراین ظاهرن این چرخه در طول این سال‌ها هیچ‌وقت متوقف نشده است. این همان قدر مسلمی و از باب این‌که مشت نمونه‌ی خروار است. در رسانه‌ها هم گفتم با توجه به اتفاقاتی که در زمان حضور من در آن‌جا افتاده، می‌توان این را نمونه‌ای قرار داد. چون خبر‌ها می‌گوید که این اتفاق‌ها به طور مستمر ادامه داشته است. این خبرها را از مسولان زندان و افرادی که مامور زندان بودند یا سربازانی که پس از پایان خدمت به خانه باز می‌گشتند‌، دریافت می‌کردم که همه‌ی آن‌ها از روی دل‌سوزی می‌گفتند که چرا جوان‌ها را اعدام کردند. چون نمی‌توانستند هضم کنند که این حد از اعدام در زندان وجود دارد. سربازان تمام این خبرها را برای خانواده، دوستان و ما که از ملاقات برمی‌گشتیم می‌گفتند. آن‌ها اعلام می‌کردند به عنوان مثال دیشب یا هفته‌ی گذشته چه تعداد زندانی را برای اعدام پای چوبه‌ی دار می‌بردند.

این اطلاعات از کانال‌های مختلف به من می‌رسید و مطمئن می‌شدم.  وقتی می‌خواستند افراد را در زندان مشهد اعدام کنند بند 1/6 آخرین ایستگاه این افراد بود. از صبح آن‌ها را از بندهای دیگر جمع‌آوری و در این بند نگه‌داری می‌کردند و هنگام شب آن‌ها را برای اجرای حکم اعدام می‌بردند. به محض این‌که آن‌ها را به بند 1/6 می‌آوردند ما دچار محدودیت می‌شدیم و رفتن به آشپزخانه، هواخوری و تماس تلفنی هم ممنوع می‌شد. این‌ها غرائنی بود که ما می‌فهمیدیم در آن‌جا اعدامی وجود دارد. چون ماموران و مسوولان این بند، از زندانیانی بودند که محل استراحت و خواب آن‌ها در اتاق ما بود، به ما می‌گفتند که چند نفر را  (برای اعدام) آوردند. حتا از ما خودکار می‌گرفتند که آن‌ها وصیت‌نامه بنویسند. من سه ماه در بند 1/6 نگه‌داری شدم و در این مدت بیش از این تعداد اعدام می‌شدند. اگر بعضی‌ها می‌گفتند 25 یا برخی می‌گفتند 29 نفر اعدام شدند‌، من کم‌ترین تعداد یا همان 25 نفر را در حساب می‌کردم.  چون کسی که تعداد 29 نفر را اعلام می‌کرد 25 نفر را هم تایید می‌کرد. من این خبرها را از سه یا چهار نفر می‌شنیدم و آن‌ها هم کسانی بودند که برگه‌ها را به عنوان وصیت‌نامه به افراد اعدامی می‌دادند یا می‌دیدند یا با آن‌ها در بندهای زندان بودند و هم‌دیگر را می‌شناختند و جرایم آن‌ها را می‌دانستند و اسم می‌بردند. همه‌ی موارد خیلی واضح صورت می‌گرفت اما رسانه‌ها به درج آن‌ها مجاز نبودند.

 
کلیدواژه ها: , , , , , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image