image
در پی دو سرقت خون بار در هفته ای که گذشت

«ناامنی‌های قابل پیش‌بینی، تعویض تعریف امنیت»

8 Feb 2011

تاریخ انتشار: 21 مرداد 1389

http://radiokoocheh.com/article/50313

اردوان روزبه

ardavan.roozbeh@gmail.com

گردانندگان یک کشور یکی از مهم‌ترین میثاق‌هایی که با مردم‌شان می‌بندند و از قسم‌هایی که می‌خورند حفظ «امینت» آن‌ها است. پلیس، ارتش و حتا نیروهای مسلح موازی در یک کشور، نظیر بسیج و سپاه که در ایران نمونه آن وجود دارد، در تعریف سازمانی خود به حفاظت از کیان، جان، مال و ناموس مردم اشاره دارند و این نکته را مهم ترین ماموریت خود می‌دانند.

این‌که در واقع این سازمان‌ها و نهاد‌ها به صورت ارگانیک چقدر به وظایف‌شان، ماموریت‌هایشان نزدیک است و یا تعریف‌های عملی‌شان چقدر تضمین کننده امنیت مردم است بحث گسترده‌ای است که با واکاوی ارکان درون سازمانی و برون سازمانی دستگاه‌های تامین کننده امنیت قابل طرح است، اما نکته‌ای که می‌توان در مورد آن صحبت کرد و حتا به نظر بسیاری از کارشناسان آسیب شناسی اجتماعی پیش بینی کرد، مسئله گسترش ناامنی در اجتماع است.

روز شنبه این هفته یعنی شانزدهم مرداد‌ماه، مشهد شاهد یک حادثه خون بار و قابل تامل بود. یکی از مشهور‌ترین طلا‌فروشی‌های این شهر که در محله پر رفت و آمد یعنی «خیابان ارگ» این شهر در کنار کنسول‌گری پاکستان قرار دارد، مورد یک دست برد خونین قرار گرفت. سارق یا سارقان بنابر گزارش نشریات محلی در اوج ترافیک و آمد شد وارد این فروشگاه شده‌اند. با شلیک گلوله سه نفر شامل صاحب مغازه و دو شاگرد او را به قتل رسانده اند و بعد تمامی دوربین‌ها را از بین برده‌اند و فیلم ضبط شده را برداشته و به همراه طلاهای مسروقه گریخته‌اند.

این سرقت چنان با آرامش و بدون نگرانی انجام شده است که موجب حیرت مردم و کاسب‌های این منطقه را فراهم کرده است

این سرقت چنان با آرامش و بدون نگرانی انجام شده است که موجب حیرت مردم و کاسب‌های این منطقه را فراهم کرده است. درست در جایی که خیابان جنت مشهد روبروی طلا فروشی «پلاتین» همیشه اتومبیل گشت امر‌به‌معروف نیرو مقاومت بسیج مستقر می‌شود که شهروندان را که این روزها فقط مشکل شان بد‌حجابی هم نیست را کنترل کنند و پلیس سیاسی نیز جنب این فروشگاه همیشه سر پست است و این منطقه به صورت اصولی به دلیل وجود چند مقر امنیتی و حفاظتی، همواره مورد پوشش است. اما دزد می‌آید، با گلوله به جمجمه سه نفر شلیک می‌کند، تمامی ارتباط‌های این فروشگاه را که به پلیس وصل است از بین می‌برد و همراه طلاهای مسروقه حتا فیلم‌ها را می برند و آب از آب تکان نمی خورد.

از طرفی هنوز چند روزی از این اتفاق نمی‌گذرد و کسبه و خاصه طلا‌فروشان مشهد به نشانه اعتراض در برابر دادگستری این شهر تجمع اعتراض‌آمیز می‌کنند که پلیس تهران اعلام می‌کند، سارقان مسلح عصر روز چهارشنبه بیستم مردادماه در حال سرقت از یک طلا‌فروشی در خیابان جانبازان غربی تهران بر روی عابران پیاده رگبار گلوله می‌بندند که سه نفر از سارقان گریخته و یک نفر دستگیر شده‌اند. در این حادثه نیز دو نفر در بخش عادی بستری و سه نفر از رهگذران مجروح شده در بخش مراقبت های ویژه هستند.

اما به نقل از برخی از منابع اشاره می‌شود میزان جرم و جنحه در کشور به طرز شدیدی رو به افزایش است. در نیروی انتظامی شهر مشهد اینک بسیاری از آمار‌ها ابراز نمی‌شود. اما یکی از ماموران کلانتری مناطق مشهد اظهار می‌کرد که افزایش خشونت در انجام جرائم، رشد زورگیری و سرقت‌های منجر به قتل به طور کامل مشهود است. این افسر نیروی انتظامی یکی از دلایل این اتفاق را افزایش فشار‌های اقتصادی می‌داند.

این حوادث با روندی رو به رشد در سایر شهر‌های کشور نیز قابل مشاهده است. در اصفهان، شیراز، تهران و شهر‌های بزرگ دیگر شما این روز‌ها می‌توانید شاهد افزایش جرایم و گسترش جرم‌های باندی باشید. اما آیا این افزایش صرف به دلیل افزونی مشکلات مالی است؟

بی‌شک یکی از دلایل افزایش جرم و سرقت و خشونت می‌تواند فقر اقتصادی باشد، اما این تنها دلیل و یا عمده دلیل نیست. وقتی تعریف ما از امنیت و حقوق مردم و حفاظت از ارزش‌ها تغییر کند بی‌شک فرصت‌ها برای رشد دیگر آسیب‌ها افزایش می‌یابد.

امروز با تغییر این مفاهیم و به طبع آن تغییر ماموریت نیروهای انتظامی و امنیتی بی‌شک شاهد رشد این مصیبت‌های اجتماعی خواهیم بود. باید به خاطر داشت که حتا دستگاه‌های امنیتی نیز در سال‌های پیش از این بخش‌های فعال شان به طور عموم کشف شبکه‌های مواد مخدر، اختلاس‌های بزرگ و دستگیری و تحقیق پیرامون قتل‌های سیستماتیک بوده است و به طرز روشن می‌توان گفت، مجموعه‌ای مانند وزارت اطلاعات ماموریت پی‌گیری پرونده‌های بزرگ مالی و مواد مخدر و آدم ربایی‌ها را بر عهده داشته است – البته این بخش‌ها مجزای بخش‌های فرهنگی و امنیتی که همواره ماموریت خود را برای پرونده‌سازی برای معترضین را بر عهده داشته‌اند به حساب می‌آید – دستگاه‌هایی نظیر حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی مامور کشف فساد در بین عوامل انتظامی بوده است و حفاظت اطلاعات قوه‌قضاییه و دیگر سازمان‌ها ماموریت‌های مشابهی برای جلوگیری از رشد فساد سازمان یافته در ادارات و ارگان‌های ذی‌ربط داشته‌اند. اما امروز این سازمان‌ها و دستگاه‌های مشابه مامور و مشغول به تعریف تازه‌ای از «امنیت» شده‌اند.

وقتی امروز تعریف امنیت، کنترل جوانان دانشجو باشد، وقتی فعالان مدنی و یا روزنامه‌نگاران مسئله امنیتی و خطر اجتماعی محسوب شوند، آیا جز این می‌توان توقع داشت؟

وقتی امروز تعریف امنیت، کنترل جوانان دانشجو باشد، وقتی فعالان مدنی و یا روزنامه نگاران مسئله امنیتی و خطر اجتماعی محسوب شوند و بند‌های مختلف زندان‌ها را امروز فعالان مدنی، روزنامه نگاران و زنان و مردانی پر کرده‌اند که از طریق اعتراض مدنی خواهان توجه به نظرشان بوده‌اند. آیا جز این می‌توان توقع داشت؟

امروز دیگر حتا ماموران کلانتری نیز مشغول به برخورد با معترضین هستند. فرماندهان امنیتی کشور خطر را در وجود جوانان که عموم از طبقه‌های تحصیل کرده و یا گروه‌های فکری جامعه هستند، می‌جویند و از سویی اگر درصدی از اخبار حوادث کهریزک یا بازداشت‌گاه‌هایی که برای زندانیان خطرناک – که البته خارج از ضابطه حتا برای آنان نیز طراحی شده است – طراحی شده، محل نگهداری دانشجویان و روزنامه‌نگاران و مردم عادی شود، نباید تعجب کرد که گروه‌های شرور اجتماعی که اینک نگرانی ندارند، چون در اساس مجریان امنیت نگرانی‌شان آن‌ها نیستند، با طیب خاطر می‌توانند به کار خود بپردازند. چرا که آن‌ها امروز مسئله خلل امنیتی جامعه محسوب نمی‌شوند.

باید هشدار را در نظر گرفت که این جریان رشد جرایم سازمان یافته که سیری صعودی را دارد، ناشی از تغییر معنی امنیت و ماموریت عناصر انتظامی و امنیتی کشور از حفاظت جان و ناموس مردم به حفظ امنیت حاکمیت و تداوم نظام است. که بی شک آسیب‌های آن بیش‌تر خواهد بود و طبعات این آسیب‌ها در آینده خود‌نمایی پر‌رنگ‌تر خود‌نمایی خواهد‌ کرد. آیا این وضعیت می‌تواند موجب نگرانی حاکمیت باشد؟

 
کلیدواژه ها: , , ,

نظر شما چیست؟

image
image
image
image
image
image
image
image
image